اجازه ویرایش برای همه اعضا

درک

نویسه گردانی: DRK
[شناخت پدیده های نامادی؛ مانند درک معنی یک واژه یا تعریف چیزی، یا سخنی و...؛ شعور به کار گرفته شده را درک یا فهم گویند. (برای دریافت تفاوت میان درک با عقل و استعداد و شعور، به این واژه ها نگاه کنید)].*** درک واژه ای عربی است و جایگزین پارسی اینهاست: آپای ãpây (سغدی)، آزان (سغدی)، ایزوار ïzvâr (مانوی)، بیاپ (سغدی) ****فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
درک . [ دَ] (ع مص ) دریافتن . (غیاث ) (آنندراج ). ادارک . بدون فاصله بجا آوردن . (ناظم الاطباء). دریافت . اندریافت . فهم . دریافتگی . (یادداشت مرح...
درک . [ دَ رَ/ دَ ] (ع مص ، اِ) دررسیدن . (منتهی الارب ). لحاق و رسیدن به چیزی . (از اقرب الموارد و ذیل آن ) : لاتخاف دَرَکاً و لاتخشی . (قرآن...
درک . [ دَ رَ ] (اِ) ظاهراً صورتی است از دزک . (یادداشت لغتنامه ). دستارچه را گویند که رومال و روپاک باشد. (برهان ) (آنندراج ). دست پاک و دستما...
درک . [ دَ رَ ] (اِ مصغر) مصغر در. در خرد. (یادداشت مرحوم دهخدا). || توسعاً، سوراخ . (یادداشت مرحوم دهخدا) : با جنگ درکی خرد باشد که بیک چش...
درک . [ دَ ] (ع اِ) در اصطلاح امروزین عرب زبانان ، ژاندارم . نیروی نظامی که حافظ امنیت عمومی است . جاندرمه . (از المنجد).
درک . [ دَ ] (اِخ ) شهری است از حدود مکران به ناحیت سند و از وی پانیذ خیزد. (حدود العالم ). شهری است در مکران در سه منزلی قربون و سه منزلی...
درک . [ دَ ] (اِخ ) نام قلعه ای از لواء و استان طوس یا قهستان . (از معجم البلدان ).
درک . [ دَ رَ ] (اِخ ) نام موضعی است واقع در بین اوس و خزرج ، محل وقوع وقعه ٔ تاریخی و روز منسوب به این وقعه می باشد. (از معجم البلدان )....
درک . [ دَ رَ ] (اِخ ) کوهی است از کوههای بربر در خاور زمین ، در این مکان قبائل و شهرها و قرای چندی است . (از معجم البلدان ).
درک . [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودبار بخش معلم کلایه ٔ شهرستان قزوین واقع در3 هزارگزی جنوب باختری معلم کلایه ، با 174 تن سکنه (طبق ...
« قبلی صفحه ۱ از ۲ ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.