اجازه ویرایش برای همه اعضا

تذکره

نویسه گردانی: TḎKRH
تذکره /tazke(a)re/ (اسم) [عربی: تذکِرَة، جمع: تَذاکِر] ۱. کتابی که در آن شرح احوال شاعران یا دانشمندان یا عارفان و مشایخ صوفیه نوشته شده باشد. ۲. [قدیمی] آنچه موجب یادآوری شود؛ وسیلۀ یادآوری. ۳. [قدیمی] یادداشت. ۴. [قدیمی] یادآوری. ۵. [منسوخ] گذرنامه. فرهنگ فارسی عمید. /////////////////////////////////////////////////////////////شرح خط سبز تو مقیمان سماوات هر شام برین پرده ی زنگار نویسند از تذکره روشن نشود قصه ی منصور الا که بخون بر زبر دار نویسند /////////////////////////////////////////////////////////// خواجوی کرمانی
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۲ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
گذرنامه، پاسپورت: گذرنامه، پاسپورت:امین تذکره ; در اصطلاح سیاسی دوره قاجاریان ،مامور صدور تذکره (گذرنامه ). ج ، امنای تذکره
تذکره /tazke(a)re/ (اسم) [عربی: تذکِرَة، جمع: تَذاکِر] ۱. کتابی که در آن شرح احوال شاعران یا دانشمندان یا عارفان و مشایخ صوفیه نوشته شده باشد. ۲. [قدی...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
تذکرة. [ ت َ ک ِ رَ ] (ع مص ) بیاد آوردن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). یاد آوردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || پند دادن . (ترجمان ج...
مخزن الادویه و تذکرة اولی النهی محمد حسین ابن محمد هادی عقیلی آغ‍از ن‍س‍خ‍ه‌: ب‍س‍م‍ل‍ه‌، ال‍ح‍م‍دل‍ل‍ه‌ ال‍ذی‌ ع‍رف‍ن‍ا ب‍ن‍ف‍س‍ه‌ و ه‍دان‍ا ب‍ح‍م‍...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.