سفت
نویسه گردانی:
SFT
سفت /seft/ (صفت) ۱. ستبر؛ محکم. ۲. سخت. ۳. غلیظ. /////////////////////////////////////////////// فرهنگ فارسی عمید. /////////////////////////////////////////////////// ۱. استوار، جامد، سخت، قایم، لخته، مضبوط ≠ سست ۲. دوش، کتف، شانه ۳. کم آب ≠ غلیظ ۴. قرص ۵. محکم
واژه های همانند
۹۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۱ ثانیه
روباه صفت . [ ص ِ ف َ ] (ص مرکب ) آنکه در افعال و عادات و حرکات و رفتار مانند روباه باشد. در حیله گری و مکاری و نیرنگ بازی چون روباه . روباه...
صفت کردن . [ ص ِ ف َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نعت . انتعات . (منتهی الارب ). اتصاف . (تاج المصادر بیهقی ). ستودن کسی یا چیزی را به نیکی یا زشتی ی...
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: ویژگی پسین vižegiye-pasin.*
sefate-moŝabbahe این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژنا مانسته bežnâ-mâneste (بژنا: صفت. «سغدی»+ مانسته: مانند کرده شده. «پارسی نو»)*
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژنا بادراو bežâ-bâdrâv (بژنا: صفت. «سغدی» + بادراو: معطوف. «کردی»)
شاهین صفت. (ن. صِ فَ). (ص. مرکب). آنکه اوصاف و سیرت و منش و روش شاهین دارد. آن که در افعال و عادات و حرکات و رفتار شاهین را مانَد. شاهین صفت چو طعمه چ...
صفتی است که نشانگر پایداری (و نه گذرا بودن) یک ویژگی یا حالتی در موصوف میباشد. مانند مرد دانا؛ که دانایی صفتی پایدار برای مرد است. ولی در صفت فاعلی، ...
صفت مشبهه . [ ص ِ ف َ ت ِ م ُ ب ِ هََ/ م ُ ش َب ْ ب َ هََ / هَِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) درعربی ، صفت مشبهه ٔ بفاعل . و آن صفتی است مشتق از فع...
صفت فاعلی . [ ص ِ ف َ ت ِ ع ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به صفت شود.
فریدون صفت . [ ف ِ رِ ص ِ ف َ ] (ص مرکب ) پیروز و کامیاب . برجسته و برتر : این فریدون صفت به دانش و رای وآن به کیخسروی رکیب گشای . نظامی .رجو...