ستونگان
نویسه گردانی:
STWNGAN
ستونگان . [سُ]. (اِ مرکب، ستون+پسوند "گان")* مجموعه ای از ستون ها. ستون بندی. https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%DA%AF%D8%A7%D9%86 *گان . (پسوند) مزید مؤخر نسبت و اتصاف است که در آخراسماء و صفات بجای موصوف درآید. شمس قیس در المعجم (چ مدرس رضوی ص 175) آرد: «حرف نسبت و تکریر اعداد و آن گاف و الف نونی است که در اواخر بعضی اسماء معنی نسبت دهد چنانکه درمگان ، گروگان یعنی آنچ مال شمارندو آنچ گرو را شاید و چنانک مادرگان و پدرگان یعنی آنچ بفرزند رسیده باشد از مادر و پدر، و خدایگان یعنی گماشته ٔ خدا بر خلق ...» از این قبیل است دوستگان : عاشق از غربت بازآمد با چشم پرآب دوستگان را بسرشک مژه برکردز خواب دوستگان دست برآورد و بدرید نقاب از پس پرده برون آمد با روی چو ماه. منوچهری.
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.