سلطان
نویسه گردانی:
SLṬAN
از ریشه ی سلط (پادشاه کردن یا شدن)، سلطه (چیرگی). همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: اَخشید axshid (سغدی) اخشاون axshAvan (سغدی) گاهدار gAhdAr (مانوی) شاه shAh، پادشاه pAdshAâh خدیش xodish، (دری) خدیور xedivar (دری) شهریار (دری)
واژه های همانند
۱۸۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۷ ثانیه
سلطان آباد.[ س ُ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان دیکله بخش هوراند شهرستان اهر، دارای 141 تن سکنه و آب آن از چشمه است . محصول آن غلات ، حبوبا...
سلطان آباد. [ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه . دارای 160 تن سکنه و آب آن از چشمه سار است . محصول آن غل...
سلطان آباد. [ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرورود بخش رزن شهرستان همدان ، دارای 1200 تن سکنه و آب آن از قنات است . محصول آن غلات ، انگ...
سلطان آباد. [ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کنگاور شهرستان کرمانشاه ، دارای 465 تن سکنه و آب آن از قنات و فاضل آب رودخانه ٔ فش و کبوترلان...
سلطان آباد. [ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش قروه شهرستان سنندج . دارای 169 تن سکنه و آب آن از چشمه است . محصول آن غلات ، ...
سلطان آباد. [ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شهرنو بالا ولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد، دارای 435 تن سکنه و آب آن از رودخانه است . مح...
سلطان آباد. [ س ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اشترجان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان . دارای 357تن سکنه و آب آن از رودخانه است . محصول آن غل...
سلطان آباد. [ س ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش نجف آباد به اصفهان ، دارای 343 تن سکنه وآب آن از قنات و چاه و زاینده رود است . محصول آن غلات ، س...
گدائی سلطان . [ گ َ س ُ ] (اِخ ) کولانی . من جمله ٔ اکراد و الواری که در عهد شاه عباس به رتبه ٔ ایالت و خانی و سلطانی رسیده در عالم آرای عباس...
سلطان احمد. [ س ُ اَ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لکستان بخش سلماس شهرستان خوی . دارای 850 تن سکنه و آب آن از رود زولا است . محصول آن ...