صعب العلاج
نویسه گردانی:
ṢʽB ʼLʽLAJ
بیماریی که درمان آن سخت و زمانبر است ولی درمان ناپذیر نیست. همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: سخت بشاز saxt beŝāz (پهلوی)
واژه های همانند
۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
صعب العلاج . [ ص َ بُل ْ ع ِ ] (ع ص مرکب ) ۞ دشوار درمان پذیر. بیماریی که به آسانی به نشود. مرضی که بزودی درمان نیابد و معالجه ٔ آن دشوار...