جغرافی
نویسه گردانی:
JḠRʼFY
(عربی شده از یونانی و لاتین: geographia؛ دانش بررسی زمین)؛ همتای پارسی این است: اژنامانزا ežnāmānzā (اژنا: سغدی žnā: دانش با مان: پهلوی بررسی و زا: اوستایی: زمین).
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
جغرافی . [ ج َ فی ی ] (معرب ، ص ، اِ) جغراف . جغرافی دان . عالم جغرافیا. || جغرافی . علم جغرافی . جغرافیا. (دزی ).
جغرافی . [ ج ُ ] (معرب ، اِ) جغرافیا. رجوع به همین لغت شود. || (ص ) جغرافی دان .
همتای پارسی این واژه ی تازیگان (معرب) این است: اژنامانزا ežnāmānzā (اژنا: سغدی žnā: دانش؛ مان: پهلوی بررسی؛ زا: اوستایی: زمین؛ دانش زمین شناسی)
جغرافی دان . [ ج ُ ] (نف مرکب ) داننده ٔ جغرافی . داننده ٔ جغرافیا. کسی که بعلم جغرافیا آشناست .