مرکب
نویسه گردانی:
MRKB
markab: همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: هوزان huzān (اوستایی: huzāna) 1 -مرکب morakkab (ترکیب شده). همتای پارسی اینهاست: مکا makā (سغدی) گومیگ gumig (مانوی: gumeg) 2 -مرکب morakkab (مایعی رنگی برای نوشتن با نی یا خودنویس یا خودکار): همتای پارسی این است: کالیکا (سنسکریت).
واژه های همانند
۵۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
مرکب . [م َ ک َ ] (ع مص ) مصدر رُکوب است در تمام معانی . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به رکوب شود.- یوم المرکب ؛ روزی که خلی...
مرکب .[ م َ ک َ ] (ع اِ) برنشستنی از ستور. (منتهی الارب ). اسب . آنچه برآن سوار شوند از قسم مواشی ، اکثر به معنی اسب مستعمل است . (از غیاث ) (...
مرکب . [ م ُ رَک ْک ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ترکیب . رجوع به ترکیب شود. || زین و یراق ساز. (از انساب سمعانی ).
مرکب . [ م ُ رَک ْ ک َ ] (ع ص ، اِ) نعت مفعولی است از ترکیب . آمیخته . درپیوسته : کریمی به اخلاقش اندرمرکب بزرگی به درگاه او بر مجاور. فرخی...
مُرَکَّب مایعی حاوی رنگدانه است که جهت رنگآمیزی، رسّامی، طراحی یا خطاطی بهوسیلهٔ قلم یا قلممو بهکار میرود. از انواع مرکّبهای غلیظتر برای چاپ ...
(morakkab) این واژه عربی است و آریایی جایگزین، اینهاست: مکا makâ (سغدی)، گومیگ gumig (مانوی: gumeg)*
(markab) این واژه عربی است و آریایی جایگزین، این است: هوزان huzân (اوستایی: huzâna) *
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: نام گومیک nâmgumik (نام + گومیک از مانوی: gumeg) *
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: بژناگومیگ bežnâgumig (بژنا: صفت. «سغدی» + گومیگ از مانوی: gumeg: مرکب)*