اجازه ویرایش برای همه اعضا

قبله

نویسه گردانی: QBLH
qeble رو به رو، برابر، مقابل. قرآن: اجعلوا بیوتکم قبله! خانه های تان را رو به روی هم بسازید. یونس/87. (فرهنگ عربی - فارسی لاروس، ترجمه حمید طبیبیان) همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: اسپرن esparn (پهلوی: sparn) ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
قبله . [ ق ِ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز. در 2000 گزی جنوب باختر شیراز واقع و موقع جغرافیایی آن جلگه و مع...
قبله . [ ق ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی از بخش چوار شهرستان ایلام . 23000 گزی باختری چوار و 22500 گزی باختری راه شوسه ایلام به شاه آباد. کوهستانی ، س...
قبله . [ ] (اِخ ) دهی از دهستان طرهان بخش طرهان شهرستان خرم آباد. در 48هزارگزی شمال باختری راه کوهدشت و 48هزارگزی شمال باختری اتومبیل ر...
نمازسوی
قبله /qeble/ ۱. جهت خانۀ کعبه در شهر مکه که مسلمانان رو بدان نماز می‌خوانند. ۲. سمتی که هنگام گزاردن نماز به آن رو می‌کنند. ۳. کعبه؛ خانۀ کعبه. فرهنگ ...
قبله رو. [ ق ِ ل َ / ل ِ ] (ص مرکب ) در تداول رو بقبله است .
قبله گاه . [ ق ِ ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ) مکان قبله . جای قبله . (آنندراج ). || هرجائی که وقت پرستش یزدان بدان روی آورند. || از القاب پدر ...
قبله نما. [ ق ِ ل َ / ل ِ ن ُ /ن ِ / ن َ ] (اِ مرکب ) قطب نما. آلتی است دارای عقربه ٔفلزی که بدان قبله را معین نمایند. قطب نمائی که بدان تع...
باد قبله . [ دِ ق ِ ل َ / ل ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) باد جنوب . (زمخشری ). دبور.
چاهو قبله . [ ق ِ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش قشم شهرستان بندرعباس که در 100 هزارگزی باختر قشم ، سر راه مالرو قشم به باسعید واقع شده . جلگه...
« قبلی صفحه ۱ از ۴ ۲ ۳ ۴ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.