قاصد
نویسه گردانی:
QAṢD
همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پیک peyk، فرستاده، پیامرسان (دری) دوته dute (سنسکریت: duta)
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
قاصد. [ ص ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی ازقصد. آهنگ کننده . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). قصدکننده . (مهذب الاسماء). || در اصطلاح فارسی مستعدقتل . (آنندر...
قاصد چرخ . [ ص ِ دِ چ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از ماه است . || کنایه از آفتاب هم هست . (برهان ).