اجازه ویرایش برای همه اعضا

باشنگ خیار بذر خیار تخمی

نویسه گردانی: BAŠNG ḴYAR BḎR ḴYAR TḴMY
باشنگ. [ ش َ ] (اِ) . خیار بزرگ بود که جهت تخم گذارند و آنرا غاوش نیز گویند. (لغت فرس اسدی ). خیار بزرگی را گویند که شخصی بجهت تخم نگاهدارد. (انجمن آرای ناصری ). خیاری را گویند که برای تخم دارندش . (از شرفنامه ٔ منیری ). غاوشو. پاشنگ . خیاری بزرگ باشد که از برای تخم بنهند. (اوبهی ). خیاری باشد که آنرا بجهت تخم نگاه دارند و آنرا غاشی ۞ نیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری ) : آن سگ ملعون برفت این سند را از خویشتن تخم را مانند باشنگ ایدرش بر جای ماند. منجیک (از فرهنگ اسدی).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.