اجازه ویرایش برای همه اعضا

بلاغت

نویسه گردانی: BLAḠT
هماهنگی سخن با مقام و حال شنونده یا خواننده؛ یعنی سخن بجا، با واژه‌های مناسب، آهنگی درست و هدف‌دار به‌گونه‌ای که اثرگذار و قانع ‌کننده باشد. مانند: گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی (سعدی) در این گفته ی سعدی تصویر سازی نیست (فصاحت)؛ ولی واژه ها بسیار ساده و روان برگزیده شده و یار با شنیدن آن متاثر می شود. همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: رسایی (دری) آرژایی āržāi (اوستایی: āra رسایی؛ ژا: سخن؛ سغدی با پسوند یی)*** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
بلاغت . [ ب َ غ َ ] (از ع ، اِ) بلاغة. چیره زبانی . (منتهی الارب ). فصاحت . (اقرب الموارد). شیواسخنی . زبان آوری . و رجوع به بلاغة شود. || در اص...
بلاغت کردن . [ ب َ غ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بالغ شدن طفل . (آنندراج ) : چون بریش آمد و بلاغت کردمردم آمیز و مهرجوی بود.سعدی .
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.