اجازه ویرایش برای همه اعضا

کنف

نویسه گردانی: KNF
1 - کنف kanaf (شاهدانه ی مصری): این واژه در سغدی کینپه kinapa و کیمبه kimba بوده است؛ در پهلوی شان و در فرانسه chanvre شانور خوانده می شود. دکتر معین آن را تازیات [تازی با پسوند سغدی آت] (معرب) از سریانی: گینپه ginapa؛و اکدی: غوننپو qunnapu دانسته است؛ ولی از آن جایی که در سغدی دو واژه برای آن است و ریسمان سازی در ایران بیش از اعراب پیشینه دارد، این واژه پارسی است. 2 -کنف kanaf (پناه، حمایت) این واژه در عربی هم فعل است به واتای [کردی] (معنی) احاطه کردن، نگهداری کردن، یاری دادن. و هم نام است به واتای کرانه، سایه، سوی، جانب، ناحیه که در فارسی به کار نمی رود.پس گفتن: او را در کنف حمایت خود گرفت، همانگویی (حشو قبیح) است؛ زیراکنف و حمایت یک واتا دارند. (فرهنگ عربی - فارسی لاروس). 3 - کنف kenef این واژه کوتاه شده ی کنفت keneft است به واتای شرمنده - تحقیر شدن. ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
دام کنف . [ م ِ ک َ ن َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) تورماهی گیری که از بنگ کنف کنند.
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.