ایرزاد
نویسه گردانی:
ʼYRZʼD
ایرزاد:1 -ایر در سنسکریت و اوستایی به واتای [کردی] (معنش) (خوشبختی، سعادت، رستگاری، عاقبت بخیری، بهروزی، نیکبختی، خوش شانسی که پسوند زاد به آن افزوده شده است و روی هم به واتای خوشبخت زاده شده، رستگار آفریده شده می باشد. 2 - ایر که شاید آن باشد که در پهلوی اِر خوانده می شده به واتای الف - آریایی، ایرانی، نجیب زاده، آزاده، جوانمرد، پهلوان، ارجمند، باشکوه، شکوهمند، با صلابت، عزیز، محترم، شریف، با عزت. ب-آموزگار، معلم، راهنما، مربی، مرشد، مولا. که در این صورت ایرزاد به واتای آریایی تبار، شریف زاده، نجیب زاده و یا آموزگار زاده خواهد بود. ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.