فترت
نویسه گردانی:
FTRT
fatrat: شکستگی و سستی؛ زمان میان دو زمان یا دو پیامبر؛ قرآن: یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلَىٰ فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ...ای اهل کتاب پیامبر ما برای شما آمد تا در زمان گسست پیامبران برای شما بیان کند... (مائده 19). (فرهنگ عربی - فارسی لاروس) بازه ی زمانی میان دو دوره. همتای پارسی این است: ژیدرم židram (سنسکریت: chidram؛ چون در زبان سنکریت ژ نیست، ch و jh در این زبان، در دیگر زبان های آریایی، ژ خوانده می شود) ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های همانند
۱۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۳ ثانیه
فترت . [ ف َ رَ ] (ع اِ) فترة. رجوع به فترة شود.
(از عربی: سستی یا کُندی) به معنی فاصله و وقفه میان دو دوره است. این اصطلاح بیشتر برای فاصله زمانی میان دو دوره پادشاهی بکار میرود. به دوره انتقالی می...
فترت /fatrat/ ۱. سستی؛ کندی؛ بازماندگی؛ ضعف. ۲. (اسم) [قدیمی] زمانی که حکومت یا دولتی از میان رفته {ساقط شده} و هنوز دولت دیگری به جای آن برقرار نشده....
اهل فترت . [ اَ ل ِ ف َ رَ ] (اِخ ) فرقه ای از شیعه ٔ امامیه که پس از رحلت امام یازدهم بفترت یعنی خالی ماندن زمان از وجود امام عقیده دا...
فطرت . [ ف ِ رَ] (ع اِمص ) آفرینش . (از منتهی الارب ) : در فطرت کاینات به وزیر و مشیر و معاونت و مظاهرت محتاج نگشت . (کلیله و دمنه ). رجوع ب...
فِطرَت یا سِرِشت به نوع آفرینش انسان گفته میشود که خدادادی و مادرزاد بوده و بین همه انسانها مشترک است. فطرت به دو شاخۀ فطرت شناختی و فطرت گرایشی تقس...
این واژه عربی است و پارسی آن، واژه ی پهلوی آسْن می باشد
خوش فطرت . [ خوَش ْ / خُش ْ ف ِ رَ ] (ص مرکب ) خوش طینت . خوش سرشت . خوش ذات . نیکونهاد. نیکوسیرت .
نیک فطرت . [ ف ِ رَ ] (ص مرکب ) نیک سرشت . نیک نهاد. نیک طینت .
پاک فطرت . [ ف ِ رَ ] (ص مرکب ) پاک سرشت .