جاری یاری یار
نویسه گردانی:
JARY YARY YAR
جاری، از اصطلاحات خویشاوندی در فرهنگ مردم ایران که در تعریف آن آمده است: زنِ برادر شوهر، زن برادر نسبت به زن برادر دیگر، دو زن که هر یک زن یکی از دو برادرند ( لغتنامه ... )، و به عبارت دیگر، زنان دو برادر را نسبت به هم جاری گویند (معین). از ویژگیهای جاریها در فرهنگ مردم ایران ــ که ظاهراً سابقهای طولانی دارد ــ رقابت، حسادت و دشمنی با همدیگر است. مثلاً در «عقاید النساء» آمده است «عروس باید با مادرشوهر و خواهرشوهر و زن برادرشوهر که جاری یا یاد گویند، دشمنی کند» (آقاجمال، ۲۲-۲۳). شاردن نیز در سفرنامهاش این مثل را از قول ایرانیان نقل کرده است: هوو هوو را خوشگل میکند، جاری جاری را کدبانو (II / 40-41). شاملو در توضیح این مثل نوشته است: «رقابت جاریها با یکدیگر ایجاب میکند که هر یک در تدبیر منزل ورزیدهتر و کدبانوتر جلوه کند» (ص ۷۴). مونسالدوله نیز در خاطرات خود ضمن اشاره به این گونه دشمنیها، برخی توطئههای زنان، ازجمله جاریها نسبت به یکدیگر را شرح میدهد (ص ۲۲-۲۳). در دورۀ قاجار و در خانوادههای متمول برای اینکه اصل «دوری و دوستی» میان دو جاری برقرار شود، در ساختمان مشترک محل زندگی آنها تمهیداتی صورت میگرفت تا از برخوردهای احتمالی میان جاریها پیشگیری شود (مستوفی، ۲ / ۴۳۵). در گذشته سر سفرۀ عقد اعمال نمادینی به جا میآوردند که گواه بر دشمنی جاریها با یکدیگر بود؛ مثلاً یکی از زنان خانوادۀ عروس از شلۀ سرخ یک زبان درست میکرد و آن را زیر جایی که عروس مینشیند، به زمین میخکوب میکرد و میگفت: «زبان مادرشوهر، خواهرشوهر، جاری و پدرشوهر را بستم» (هدایت، ۲۹)، یا یکی از همین زنان، قیچیای زیر چادرش پنهان میکرد و بیآنکه کسی متوجه شود، آن را مرتب باز و بسته میکرد و میگفت: « ... زبان جـاری کوچکش را چیدم، زبـان جاری بـزرگش را چیدم ... »، و آنقدر میچید و میچید تا عقد ورچیده شود (کتیرایی، ۱۵۰). این نگاه منفی طوری رواج داشت که حتى اگر دو جاری با یکدیگر خواهر هم بودند، باز این امر نمیتوانست فرقی در کل ماجرا ایجاد کند؛ به طوریکه در خراسان باوری وجود دارد مبنی بر اینکه هرگاه دو خواهر با هم جاری شوند، یکی از آن دو خواهر سیاهبخت خواهد شد (شکورزاده، ۲۰۵). همچنین در شیراز اعتقاد بر این است که جاریشدنِ دو خواهر، آمدنیامد دارد، و اگر چنین اتفاقی بیفتد، باید برهای قربانی کرد (همایونی، ۱۶). شدت دشمنی جاریها به اندازهای بوده که آن را از دشمنی میان هووها نیز بیشتر میدانستهاند، به گونهای که در مثلها نیز بازتاب یافته است؛ مثلاً مردم طالقان میگویند: لباس دو هوو را در یک تشت میشورند، اما لباس دو جاری در دریا شسته نمیشود (ذوالفقاری، ۲ / ۱۵۵۴)، مردم آمل نیز میگویند: هوو، روبهرو، جاری، پشت به پشت (همو، ۲ / ۱۹۵۱)، و در برخی شهرها نیز میگویند: دو تا هوو از یک دروازه میروند، ولی دو تا جاری نمیروند (همو، ۱ / ۱۰۳۸). مردم سیرجان نیز همین مفهوم را با این مثل بیان میکنند: چادر دوتا هوو تو یک سارُق جا میگیرد، چادر دو تا جاری جا نمیگیرد (همو، ۱ / ۷۳۷). دشمنی جاریها به صورتهای دیگر نیز در برخی امثال بازتاب یافته است (برای نمونه، نک : همو، ۲ / ۱۴۴۵، ۱۴۸۲، ۱۸۶۹؛ علمداری، ۲۵۰؛ حاتمی، ۱۴۰). در نقاط مختلف ایران، برای جاری اسامی متنوعی به کار میرود که در جدول به برخی از این موارد اشاره میشود: مآخذ آذرلی، غلامرضا، فرهنگ گویشهای ایران، تهران، ۱۳۸۷ ش؛ آقاجمال خوانساری، محمد، «عقاید النساء»، عقاید النساء و مرآت البلهاء، به کوشش محمود کتیرایی، تهران، طهوری؛ جعفری دوآبسری، محمدعلی، فرهنگ عامۀ رودبار، رشت، ۱۳۸۸ ش؛ جهانگیری، علیاصغر، کندلوس، تهران، ۱۳۶۷ ش؛ حاتمی، حسن، باورها و رفتارها، گذشته در کازرون، تهران، ۱۳۸۵ ش؛ حسامی، سارا، تحقیقات میدانی؛ خدیش، حسین، فرهنگ مردم شیراز، شیراز، ۱۳۸۵ ش؛ ذوالفقاری، حسن، فرهنگ بزرگ ضربالمثلهای فارسی، تهران، ۱۳۸۸ ش؛ شاملو، احمد، کتاب کوچه، تهران، ۱۳۹۰ ش، حرف «ج»؛ شریعتزاده، علیاصغر، فرهنگ مردم شاهرود، تهران، ۱۳۷۱ ش؛ شکورزاده، ابراهیم، عقاید و رسوم مردم خراسان، تهران، ۱۳۶۳ ش؛ علمداری، مهدی، فرهنگ عامیانۀ دماوند، تهران، ۱۳۷۹ ش؛ کتیرایی، محمود، از خشت تا خشت، تهران، ۱۳۴۸ ش؛ لغتنامۀ دهخدا؛ محتاط، محمدرضا، سیمای اراک، تهران، ۱۳۶۸ ش؛ محمدی خُمَک، جواد، واژهنامۀ سکزی، تهران، ۱۳۷۹ ش؛ مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ۱۳۴۳ ش؛ مونسالدوله، خاطرات، به کوشش سیروس سعدوندیان، تهران، ۱۳۸۰ ش؛ هدایت، صادق، نیرنگستان، تهران، ۱۳۴۲ ش؛ همایونی، صادق، گوشههایی از آداب و رسوم مـردم شیـراز، شیـراز، ۱۳۵۳ ش؛ نیـز: Chardin, J., Voyages en Perse, Paris, 1811. سارا حسامی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.