اجازه ویرایش برای همه اعضا

هلش هلیش اله همای

نویسه گردانی: HLŠ HLYŠ ʼLH HMAY
هلش» یا «آلش» در واقع همان پرنده هما (کرکس ریش‌دار) است که در برخی از گویش‌های محلی و بومی ایران (به‌ویژه در مناطق زاگرس و بختیاری) با این نام شناخته می‌شود. این پرنده بزرگ‌جثه و شکاری از راسته بازسانان و تیره بازان بوده و یک مرغ مردارخوار و استخوان‌خوار است. [1] مشخصات علمی و عمومی این پرنده به شرح زیر است: ویژگی توضیحات نام فارسی رایج هما، مرغ استخوان‌خوار، کرکس ریش‌دار نام‌های محلی هلش، آلش، هومیا، کرکس ریشو نام علمی Gypaetus barbatus تیره / خانواده بازان (Accipitridae) رژیم غذایی لاشه‌خوار (به‌ویژه ۷۰ تا ۹۰ درصد رژیم غذایی آن را مغز استخوان تشکیل می‌دهد) رفتار تغذیه‌ای خاص استخوان‌های بزرگ را از ارتفاع زیاد روی سنگ‌ها رها می‌کند تا شکسته و قابل بلع شوند. این پرنده در فرهنگ و ادبیات باستانی ایران زمین نیز نماد سعادت، خوش‌یمنی و پاک‌دستی است، چرا که برخلاف سایر لاشخورها تمایلی به خوردن گوشت گندیده ندارد و عمدتاً از استخوان تغذیه می‌کند. [1, 2] هما، مرغ استخوان‌خوار یا کرکس ریش‌دار (نام علمی: Gypaetus barbatus) ... بگوئید چگونه هلش به همای پیوند خورد پیوند میان واژه قدیمی «هَلَش» و پرنده اساطیری «هما»، در واقع فصلی جذاب از تقاطع زبان‌شناسی بومی، رفتارشناسی حیات وحش و ادبیات کهن ایرانی است. این ارتباط در چند لایه اصلی شکل گرفته است: ۱. پیوند از طریق رفتارشناسی (مردارخواری و استخوان‌خواری) در واژه‌نامه‌های بسیار کهن فارسی مانند لغت فرس اسدی طوسی و برهان قاطع، واژه «هلش» (یا هلیش) دقیقاً با این تعریف ثبت شده است: «مرغی است مردارخوار». وقتی جانورشناسان و پژوهشگران ادبیات این تعریف را در کنار ویژگی‌های زیستی پرندگان ایران قرار دادند، دریافتند که از میان تمام پرندگان شکاری و لاشخور، ویژگی‌های پرنده «هما» (کرکس ریش‌دار) بیشترین انطباق را با توصیفات قدیمی دارد. هما تنها مرغ لاشخوار و استخوان‌خواری است که ساختار بدنی منحصربه‌فردی برای بلعیدن و هضم مردار و استخوان دارد. [1, 2, 3, 4] ۲. توصیف دقیق لغت‌نامه دهخدا برجسته ترین پیوند علمی و ادبی بین این دو واژه را می‌توان در لغت‌نامه دهخدا دید. دهخدا از یک سو «هلش» را مرغی مردارخوار معرفی می‌کند و از سوی دیگر در مدخل «هما»، این پرنده را این‌گونه توصیف می‌کند: [1] «مرغی است که استخوان می‌خورد... پشتش سیاه مایل به خاکستری، سینه‌اش حنایی بی‌نقش، دو شاخ مانند شاخ بوم و ریش زیبا دارد...» [1, 2] تلفیق این دو تعریف نشان داد که «هلش» همان نام کهن، بومی یا مترادفِ کم‌کاربردتری برای این کرکس استخوان‌خوار (هما) بوده است. [1] ۳. ریشه در گویش‌های محلی و زاگرس‌نشینان پرنده هما در ارتفاعات صخره‌ای و دورافتاده رشته‌کوه زاگرس و البرز زندگی می‌کند. در زبان‌ها و گویش‌های بومی ایران (مانند لری، بختیاری و برخی گویش‌های کردی)، کلماتی با ریشه‌های صوتی نزدیک به هم مانند «آلش»، «هلش»، «دال» (به معنی کرکس عمومی) و «هومیا» وجود دارند. در فرهنگ عامه این مناطق، «هلش» یا «آلش» دقیقاً اشاره به همان پرنده باابهت، بزرگ‌جثه و ریش‌داری دارد که بالای صخره‌ها پرواز می‌کند و استخوان‌ها را برای شکسته شدن روی سنگ‌ها می‌اندازد. [1, 2, 3] ۴. گذار از «مرغ مردارخوار» به «مرغ سعادت» در فرهنگ باستان، واژه «هما» با واژه «همایون» (به معنی خجسته و مبارک) هم‌ریشه شد. ایرانیان باستان متوجه شدند این مرغ مردارخوار (هلش)، برخلاف سایر کرکس‌ها، گوشت گندیده و متعفن نمی‌خورد، موجود زنده‌ای را شکار نمی‌کند و آسیب نمی‌رساند؛ بلکه مأمور پاکسازی طبیعت و خوردن استخوان‌هاست. این رفتار پاکیزه سبب شد که نام عامیانه و مادی پرنده (هلش/مرغ مردارخوار) در شاهنامه و فرهنگ اساطیری به نامی معنوی و نمادین یعنی «همای سعادت» پیوند بخورد که سایه‌اش بر سر هرکس بیفتد به پادشاهی و دولت می‌رسد. [1, 2, 3] آیا مایلید بدانید چرا در ادبیات فارسی به جای نام بومی «هلش»، بیشتر از واژه «هما» استفاده شده و چه ابیاتی از شاعران بزرگ درباره این پرنده سروده شده است؟ Abadis هلش - معنی در دیکشنری آبادیس document: (اسم ) نام مرغی باشد مردارخوارتوضیح باماخذی که دردست است این مرغ شناختهنشد. توضیح چنانچه بالاخص نام مرغ مردارخوار را درن... Wikipedia هما (پرنده) هما (پرنده) ارتفاعات چالدران در شمال استان آذربایجان غربی زندگی می کند. واژه یاب معنی هلش | لغت‌نامه دهخدا لغت نامه دهخدا هلش . [ هََ ] (اِ) مرغی است مردارخوار. (اسدی ) (برهان ). هلیش . رجوع به هلیش شود. Show all در ادبیات فارسی، چرخش از نام بومی و زمینی «هلش» به نام اساطیری «هما»، یکی از زیباترین نمونه‌های تبدیل یک پدیده طبیعی به یک نماد والای عرفانی و پادشاهی است. چرا شاعران «هما» را بر «هلش» ترجیح دادند؟ نام «هلش» در زبان پهلوی و گویش‌های کهن بیشتر بار معنایی «مردارخواری و لاشخوری» داشت. اما شاعران و فیلسوفان ایرانی به دنبال نمادی برای مناعت طبع، بزرگواری و پاک‌دستی بودند. آن‌ها با مشاهده رفتار این پرنده (که به جای گوشت و خون، تنها از استخوان تغذیه می‌کرد و به هیچ موجود زنده‌ای آسیب نمی‌رساند)، واژه «هما» (که با «همایون» به معنای مبارک و فرخنده هم‌ریشه است) را برگزیدند تا تصویری شاهانه و مقدس به آن ببخشند. در ادبیات، هما به «مرغ استخوان‌خوار بی‌آزار» معروف شد که به خاطر همین قناعت، سایه‌اش مایه پادشاهی و سعادت (فرِّ ایزدی) تلقی می‌شد.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.