گفتگو درباره واژه گزارش تخلف آلی نویسه گردانی: ʼALY آلی . [ لی ی ] (ع ص نسبی ) ۞ منسوب به آلت .- جسم آلی ؛ جسمی مرکب از آلات که هر یک را منصبی جدا باشد.- عضو آلی ؛ هر عضو که اسم کل بر جزو آن صدق نکند. مقابل عضو غیرآلی یا عضو مفرد.- مرض آلی ؛ بیماری که متوجه عضوی آلی باشد:قولنج مرض آلی است . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۵,۷۹۹ مورد، زمان جستجو: ۱.۵۸ ثانیه واژه معنی علی چنگیزی علی چنگیزی . [ ع َ ی ِ چ َ ] (اِخ ) بیست و چهارمین تن از خاندان چنگیزی در ماوراءالنهر و از نوادگان اولوس اوکتای بود و از حدود سال 741 تا حدو... علی تقصادی علی تقصادی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) ابن آیبک بن عبداﷲ تقصادی ناصری دمشقی ، ملقّب به علاءالدین . رجوع به علی دمشقی شود. علی تهرانی علی تهرانی . [ ع َ ی ِ ت ِ] (اِخ ) ابن خلیل بن ابراهیم بن محمدبن علی رازی تهرانی نجفی . وی فقیه و اصولی و اخباری بود و در سال 1226 هَ . ق... علی تهرانی علی تهرانی . [ ع َ ی ِ ت ِ ] (اِخ ) ابن محمدجعفر استرآبادی تهرانی . رجوع به علی استرآبادی شود. علی تهرانی علی تهرانی . [ ع َ ی ِ ت ِ ] (اِخ ) کنی . رجوع به علی کنی شود. علی توحیدی علی توحیدی . [ ع َ ی ِ ت َ ] (اِخ ) محمدبن عباس توحیدی ، مکنّی به ابوحیان .رجوع به ابوحیان توحیدی و علی (ابن محمد...) شود. علی تارابی علی تارابی . [ ع َ ی ِ ] (اِخ ) وی برادر محمود تارابی بود. محمود در سال 630 هَ .ق . در قریه ٔ تاراب از توابع بخارا به مخالفت با لشکر جغتای خان ... علی تبریزی علی تبریزی . [ ع َ ی ِ ت َ ] (اِخ ) ملقّب به تاج الدین و مکنّی به ابوالحسن . عالم در حدیث و حساب و جز اینها. متوفی در قاهره در 15 ماه رمضا... علی تبریزی علی تبریزی . [ ع َی ِ ت َ ] (اِخ ) ابن احمدبن هبل تبریزی بغدادی موصلی ، مکنّی به ابوالحسن و ملقّب به مهذب الدین . متوفی در سال 610 هَ . ق... علی تبریزی علی تبریزی . [ ع َ ی ِ ت َ ] (اِخ ) ابن اسماعیل بن یوسف قونوی تبریزی شافعی ، ملقب به علأالدین و مکنّی به ابوالحسن . رجوع به علی قونوی ... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۴۷۶ ۴۷۷ ۴۷۸ ۴۷۹ ۴۸۰ صفحه ۴۸۱ از ۵۸۰ ۴۸۲ ۴۸۳ ۴۸۴ ۴۸۵ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود