بح
نویسه گردانی:
BḤ
بح . [ ب ُح ح ] (ع اِ) ج ِ اَبح ّ. (منتهی الارب ). ج ِ ابح به معنی دینار و تیر قمار. (آنندراج ). و رجوع به ابح شود.
واژه های همانند
۴۹۲ مورد، زمان جستجو: ۱.۰۰ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
این کَلاپ (= جمله) اربی است و پارسی آن اینهاست:
آسَتی ãsati (سنسکریت: آسَتّی)
سَمسَرگ samsarg (سنسکریت: سَمسَرگَ)
سَمریوگ samriog (سنسکریت: سَمپرَی...
همتای پارسی این ترکیب عربی، اینهاست: ادویتا advitā (سنسکریت) بژارده bežārde (کردی)
همتای پارسی این ترکیب عربی، این است: اتسیاک atsyāk (سغدی)
این اصطلاح فارسی نیست و از زبان انگلیسی وارد شده و رواج یافته است به معنی چشم نخوره یا از چشم بد دور باد یا اگر چشم نزنم ، است.
Touch wood بزن / بزن...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
یگانه . بیهمتا . بیمانند . بینظیر . یکتا
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.