به
نویسه گردانی:
BH
به . [ ب َه ْ ] (صوت ) وه . په . کلمه ٔ تحسین که در تعریف و تمجید استعمال شود.خوشا. خرّما. (فرهنگ فارسی معین ) (از ناظم الاطباء).به به . بخ . به . زه . احسنت . آفرین . (یادداشت بخط مؤلف ). || کلمه ٔ تعجب . (فرهنگ فارسی معین ).
واژه های همانند
۴۹۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۶ ثانیه
همتای پارسی این عبارت عربی، این است: پشپاچیک paŝpācik (سغدی)
همتای پارسی این عبارت عربی، این است: پشپاچیک paŝpācik (سغدی)
به آگاهی رساندن، آگاه کردن. سعدی: شرح غم هجران تو هم با تو توان گفت*** پیداست که قاصد چه به سمع تو رساند. (فرهنگ بزرگ سخن). *
با سلام می خواستم اذلاعاتی در مورد ایل کلکو بدست بیاورم
شخصیت کسی را به چالش کشیدن
مقرون به صرفه. با صرفه، با فائده، با سود، سودآور. کم خرج، کم هزینه، ارزان.
توضیحات:
بطور کلی، اگر در مورد کاری سود و زیان حاصل از انجام آن در ن...
قارچ اورگانیک- نوعی از قارچ که در شرایطی بسیار پیشرفته و بهداشتی پرورش یافته و مورد بهره برداری قرار گیرد .
این عبارت عربی است و پارسی جایگزین این است: پرتیکره pratikre (سنسکریت)
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.