گفتگو درباره واژه گزارش تخلف به نویسه گردانی: BH به . [ ب ُ ] (اِ) بوم و جغد. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ) ۞ . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۴۸۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۴۱ ثانیه واژه معنی به لیمو بهلیمو گونهای از گیاهان گلدار از خانواده شاهپسندیان، بومی آمریکای جنوبی[۲] بوده و بهطور طبیعی رویش آن در آرژانتین، شیلی و پرو گزارش شدهاست و از آ... به کمال این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. به ندرت همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: بادیستن bādistan (پارتی).**** فانکو آدینات 09163657861 به زایی زایمان راحت و آسان، (به انگلیسی:eutocia) به آذین این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. به خویش به خویش. شخصا. به تنهایی. بی مرشد و راهنما. /////////////////////////// به کویِ عِشق مَنِه بی دَلیلِ راه قَدَم که مَن به خویش نِمودَم صَد اهتمام و ن... به ازای در جای ، برای ، برابر با ... "در ازای" نیز گفته می شود. به سرزدن این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. متعهد به این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. به اتفاق (= با همراهی) این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: با همیس bâhamis (مانوی: hammis)، با همیس bâhamis (مانوی: hammis)، با ایجان bâïjân (گیلکی)، ب... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ صفحه ۸ از ۴۹ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود