گفتگو درباره واژه گزارش تخلف به نویسه گردانی: BH به . [ ب ُ ] (اِ) بوم و جغد. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ) ۞ . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۴۸۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۵۸ ثانیه واژه معنی به هنجار این واژه ی پارسی ست که بر مبنای "هنگار" از ریشه ی "هنگ" قرار می گیرد ... و به معنی "نرمال" Normal و معمول می آید... به م... مو به مو این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. زا به را این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. یم به یم این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید. به علاوه همتای پارسی این ترکیب عربی، اینهاست: وانگهی vāngahi،هنیز haniz (دری) فیاتر fyātar (سغدی)***فانکو آدینات 09163657861 به ترتیب همتای پارسی این ترکیب عربی، این است: پویانچن puyāncan (سغدی: پوئنچن puancan)***فانکو آدینات 09163657861 به اضافه به اضافه (در ریاضیات، یکی از چهار عمل اصلی): همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: ترگون targun (پهلوی: targon). به اضافه (افزون بر): همتای پارسی این ... به واسطه همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: به ریبار be-ribāre (خراسانی) (فرهنگ گویشی خراسان بزرگ، امیر شالچی) فانکو آدینات 09163657861 به آفرید بِهْ آفَرید (مق ح ۱۳۱ق /۷۴۹م)، مدعی پیامبری و بنیانگذار فرقۀ بهآفریدیه. دربارۀ بهآفرید و عقاید و فعالیتهای او، احتمالاً دو گزارش در دست مؤ... یک به یک یک به یک . [ ی َ / ی ِ ب ِ ی َ / ی ِ ] (ق مرکب ) یکان یکان . (برهان ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). یکایک . (ناظم الاطباء). یک یک . (ناظم الاطباء) (ی... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ صفحه ۹ از ۴۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود