اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

پی

نویسه گردانی: PY
پی . [ پ َ / پ ِ ] (اِ) ریع (در گندم و آرد وجز آن ). قوه ٔ کش آمدن . کشش . چسبندگی و قوت : این خمیر پی دارست ؛ چسبندگی و کشش دارد. گندمی پی دار؛ دارای قوت کش آمدن ، باریع. این آرد پی ندارد؛ بی کشش است .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۴ ثانیه
پی گارگ . (فرانسوی ، اِ) ۞ نام نوعی عقاب باشد با دم سفید.
پی گدار. [ پ َ گ ُ ] (اِخ )دهی از دهستان سنگان بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه . واقع در 30 هزارگزی جنوب باختری رشخوار. کنار راه مالرو عمومی ...
پی گذار. [ پ َ / پ ِ گ ُ ] (نف مرکب ) پی گذارنده . بنیان نهنده . || قدم گذارنده . || (ن مف مرکب ) جای عبور. محل گذاشتن قدم . معبر : بساط ناصح ...
پی یوری . [ پ َ / پ ِ ] (اِ) نام رنگی که نقاشان را به کار است و آنرا از عصاره ٔ ریوند چینی گیرند. (از فرهنگ نظام ).
پی لورن . [ پ ُ ل ُرِ ] (اِخ ) ۞ نام کرسی بخش تارن از ولایت کاستر بفرانسه . دارای 3506 تن سکنه .
پی نوشت . [ پ َ /پ ِ ن ِ وِ ] (اِ مرکب ) نوشتن در پی چیزی . || بدنبال چیزی نوشته شده . || نامه ای که درتعقیب نامه ٔ قبلی نویسند و آن اصطل...
پی نهم . [ ی ِ ن ُ هَُ ](اِخ ) (ماستائی - فرتی ) ۞ پاپ مسیحی از سال 1846 تا سال 1878 م . صاحب قاموس الاعلام ترکی آرد: وی 32 سال یعنی بی...
ملائک پی . [ م َ ءِ پ َ / پ ِ ] (ص مرکب ) رجوع به ملایک پی شود.
فرمت PDF توسط شرکت Adobe طراحی شده و مخفف Portable Document Format است ، به معنای فرمت سند قابل انتقال. بدین معنی که شما یک فایل را با این فرمت ذخیره ...
پی تی پز. [ پ َ ] (نف مرکب ) دیزی پز. تیَره پز (در تداول مردم قزوین ).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.