اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ثن

نویسه گردانی: ṮN
ثن . [ ث َ ] (پسوند) مزید مؤخریست در بعض امکنه و بیشتر در ماورأالنهر مثل : کناثن ، و اما مزید مؤخر دیگری که نیز درآخر ثن دارد از این قبیل نیست مانند: کوخمیثن ، اسمیثن ، انشمیثن ، فرزامیثن ، رامیثن ، زامیثن ، خشمیثن ، اردخشمیثن ، ارتخشمیثن ، خمیثن و زندرامیثن ، چه مزید مؤخر آنها (میثن ) صورتی از (میهن ) بمعنی جای باش است .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
سن زدگی . [ س ِ زَ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی سن زده . به آفت سن گرفتار شدگی .
سن تریت . [ س ِ ] (اِخ ) ۞ نام یکی از رودها در ایران باستان بوده است . رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1076 شود. (یادداشت مؤلف ).
رولن سن . [ رُ ل ِ س ُ ] (اِخ ) سرهنری راولنسن ۞ مستشرق و ایران شناس نامی انگلیسی که موفق به خواندن سنگنبشته ٔمیخی بیستون شد و خواندن ا...
ژهان سن . [ ژُ س ِ ] (اِخ ) ۞ نام یکی از خاورشناسان . وی ناشر قسمتی از آثار نویسندگان اسلامی است و کتاب «بغیة المستفید» ابن ربیع شیبانی را...
تمپ سن . [ ت ُ س ُ ] (اِخ ) از دانشمندان خاورشناس انگلیس است که بمعیت کینگ به ایران آمد و در تحقیق و مقابله ٔ کتیبه ٔ بیستون کوشش فراوان ...
سن الکب . [ س ِن ْ نُل ْ ک َ ] (ع اِ مرکب )سپستان . (فهرست مخزن الادویه ) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
سن رسیده . [ س ِ رَ دَ / دِ ](ن مف مرکب ) بالغ. بزاد برآمده . رجوع به بالغ شود.
سن دمینگ . [ س َ دُ ] (اِخ ) ۞ یکی از کشورهای جمهوری آمریکا واقع در آنتیلهای کبیر در قسمت شرقی جزیره ٔ هائیتی ۞ مساحت 50000 کیلومتر مربع و...
سن یاتسن . [ س َ س ِ ] (اِخ ) ۞ سیاستمدار چینی . در نزدیک کانتن بسال 1866 م . متولد و بسال 1925 درگذشت . وی مؤسس و محرک انقلاب 1911 م . در ...
سن سیمون . [ س َ م ُ ] (اِخ ) لویی دُرووروا ۞ . نویسنده و دانشمند فرانسوی در سال 1675 م . در پاریس متولد و در سال 1755 م . فوت کرده است . وی ...
« قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۷ ۴ ۵ ۶ ۷ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.