اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ثن

نویسه گردانی: ṮN
ثن . [ ث َ ] (پسوند) مزید مؤخریست در بعض امکنه و بیشتر در ماورأالنهر مثل : کناثن ، و اما مزید مؤخر دیگری که نیز درآخر ثن دارد از این قبیل نیست مانند: کوخمیثن ، اسمیثن ، انشمیثن ، فرزامیثن ، رامیثن ، زامیثن ، خشمیثن ، اردخشمیثن ، ارتخشمیثن ، خمیثن و زندرامیثن ، چه مزید مؤخر آنها (میثن ) صورتی از (میهن ) بمعنی جای باش است .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۲ ثانیه
سن رسیدگی . [ س ِ رَ دَ / دِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی سن رسیده . به زاد برآمدگی . بلوغ . سن رشد.
راولین سن . [ س ُ ] (اِخ ) ۞ (1810-1895م .) یکی از چهار عالم آسورشناس انجمن آسیایی پادشاهی لندن ۞ . وی از صاحب منصبان انگلیسی در خدمت دو...
سن ایستین یک لغت اذری است.سن به معنایی انچه.ایستین به معنایی می پسندید.سن ایستین انچه می پسندید .انچه میخواهید
کریستن سن . [ کْری / ک ِ ت ِ س ِ ] (اِخ ) آرتور کریستن سن ۞ . استاد دانشگاه کپنهاگ در 9 ژانویه ٔ 1875م . ولادت یافت و در 30 مارس 1945م . بدرود...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
سن گندم (نام علمی: Eurygaster integriceps) نام یک گونه از خانواده ساس‌های سپرفلزی از راسته نیم‌بالان است. این گونه بومی شمال آفریقا، بالکان و غرب و مر...
دره سه سن .[ دَرْ رَ س ِ س ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان دشمن زیاری بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون . واقع در67هزارگزی جنوب خاوری ...
سن پطرزبورغ . [ سَم ْ پ ِ طِ ] (اِخ ) سن پطرزبورگ ۞ . شهری به روسیه و پایتخت آن کشور به دوران حکومت تزارها. پترزبورگ . لنین گراد. (از فرهنگ ...
اتش سن المو به انگلیسی:sant almoś fire پدیده الکتریکی جوی همراه با تخلیه بارهای الکتریکی است. این پدیده هنگامی بوقوع می‌پیوندد که پتانسیل الکتریکی در ...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ صفحه ۵ از ۷ ۶ ۷ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.