ثن
نویسه گردانی:
ṮN
ثن . [ ث َ ] (پسوند) مزید مؤخریست در بعض امکنه و بیشتر در ماورأالنهر مثل : کناثن ، و اما مزید مؤخر دیگری که نیز درآخر ثن دارد از این قبیل نیست مانند: کوخمیثن ، اسمیثن ، انشمیثن ، فرزامیثن ، رامیثن ، زامیثن ، خشمیثن ، اردخشمیثن ، ارتخشمیثن ، خمیثن و زندرامیثن ، چه مزید مؤخر آنها (میثن ) صورتی از (میهن ) بمعنی جای باش است .
واژه های همانند
۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
سن دمینگ . [ س َ دُ ] (اِخ ) ۞ یکی از کشورهای جمهوری آمریکا واقع در آنتیلهای کبیر در قسمت شرقی جزیره ٔ هائیتی ۞ مساحت 50000 کیلومتر مربع و...
سن رسیده . [ س ِ رَ دَ / دِ ](ن مف مرکب ) بالغ. بزاد برآمده . رجوع به بالغ شود.
صن الوبر. [ ص ِن ْ نُل ْ وَ ] (ع اِ مرکب ) قرصی است که از یمن آرند و اصل او معلوم نیست و گویند بول حیوانی است مسمی به وَبر بقدر گربه . در...
سن یاتسن . [ س َ س ِ ] (اِخ ) ۞ سیاستمدار چینی . در نزدیک کانتن بسال 1866 م . متولد و بسال 1925 درگذشت . وی مؤسس و محرک انقلاب 1911 م . در ...
سن سیمون . [ س َ م ُ ] (اِخ ) کلود هانری ۞ (کنت ) فیلسوف و نویسنده ٔ فرانسوی از خانواده ٔ شخص سابق الذکر وی بسال 1760 در پاریس متولد و در سال...
سن سیمون . [ س َ م ُ ] (اِخ ) لویی دُرووروا ۞ . نویسنده و دانشمند فرانسوی در سال 1675 م . در پاریس متولد و در سال 1755 م . فوت کرده است . وی ...
میزان سن . [ س ِ ] (فرانسوی ، اِ) ۞ (اصطلاح تئاتر) صورت خارجی دادن اثری غنایی یا درام یا سناریو ۞ به صورت صحنه ٔ نمایش یا فیلم . تنظیم صح...
لانگ سن . [ س ُ ] (اِخ ) شهر و دژی از تنکن (هندوچین ) نزدیک سرحد چین دارای هفت هزار و پانصد تن سکنه است .
سن و سال . [ س ِن ْ ن ُ ](ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) عمر. (یادداشت بخط مؤلف ).