درء
نویسه گردانی:
DRʼ
درء. [ دَرْءْ ] (ع اِ) کجی و کجی نیزه و مانند آن . (منتهی الارب ). خمیدگی و کجی در نیزه و مانند آن ، و گویند: بئر ذات درء؛ یعنی چاهی که انحنا داشته باشد. (از اقرب الموارد). || آنچه ازکوه برافتد. (منتهی الارب ). آنچه از دل کوه افتد. || حد و مرز هر چیزی ، چه بوسیله ٔ آن ابهام دور می شود. || حجم غده ای است در ماده شتر. (از اقرب الموارد). || جاءالسیل دَرْءً و دُرْءً؛ آمد توجبه و سیل از شهری دور و یا از جایی که معلوم نباشد. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
واژه های همانند
۴۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۸۸ ثانیه
گاو در خرمن کردن . [ دَ خ َ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کار کسی را پامال کردن و رسوا کردن و خراب و تباه ساختن . (غیاث ) : تا چوکاهش فلک دهد بربا...
گره در ابرو کردن . [ گ ِ رِه ْ دَ اَ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) گره در ابرو زدن : شاه ازو هم گره در ابرو کرداز حضور خودش بیکسو کرد.میرخسرو (از ...
گل در آب افکندن . [ گ ُ دَ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فتنه و شورش انگیختن . فتنه برپا شدن . (مجموعه ٔ مترادفات ص 262). رجوع به گل در آب انداختن...
گره در گلو شکستن . [ گ ِ رِه ْ دَ گ َ / گ ِ ش ِ ک َ ت َ ](مص مرکب ) بند آمدن نفس از بیم و هراس : ز غریدن زنده پیلان مست گره درگلوی هزبران ...
زانو در گل نشستن . [ دَ گ ِ ن ِ ش َ ت َ ] (مص مرکب ) کنایت از عاجز بودن از انجام کار یا اثبات مدعائی . کاری از پیش نبردن . پای در گل ماندن ...
تازه آباد عیسی در. [ زَ دِ دَ ] (اِخ ) دهی از بخش دهستان حسین آباد حومه ٔ شهرستان سنندج است که در 24هزارگزی شمال خاوری سنندج و کناره راه ...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
آداب و رسوم ازدواج در کشور هند مجموعه: فرهنگ زندگی رسوم مردم هند, مراسم سنتی هند هند کشوری است با هزاران سنت و آداب و رسوم منحصر بفرد از جمله انواع مر...
برخی گنابادیها "قِر شدن" در اثر سرما را بکار می برند که به معنی خیلی سرد شدن است که حالت خشک زدگی دارد. البته معنی "حالتی" آن را د...
قتل=کُشت در کلیسای جامع نمایشنامهای است از تی. اس. الیوت که کُشتِ اسقف اعظم تامس بکت در کلیسای جامع کانتربری به سال ۱۱۷۰ را توصیف میکند و نخستین با...