اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

سقز

نویسه گردانی: SQZ
سقز. [ س َق ْ ق ِ ] (اِخ ) نام قصبه ای است در کردستان کنار جاده ٔ سنندج و ساوجبلاغ میان قماجات و سرراهی در 186000 گزی سنندج قرار گرفته است . (یادداشت مؤلف ). از بلوکات کردستان حد شمالی افشار شرقی تیلکوه و خورخوره جنوبی بانه و غربی بوکان . عده ٔ قراء 139 است . (جغرافیای سیاسی کیهان ).
شهرستان سقز یکی از شهرستانهای یازده گانه ٔ استان پنجم کشور است این شهرستان در شمال استان 5 واقع شده و محدود است از طرف شمال به شهرستانهای مهاباد و مراغه از استان آذربایجان از طرف باختر به بخش دیواندره از شهرستان سنندج از طرف جنوب به کشور عراق (ارتفاعات شمالی پیشرفتگی دره ٔ شیلر) از طرف باختر به دهستان سردشت از شهرستان مهاباد. شهرستان سقز طبق تقسیمات کشور از دو بخش به نام بخش مرکزی و بخش بانه تشکیل شده است . شرح بخش بانه در جای خود داده شده و مشخصات مرکزی بشرح زیر است . حدود از طرف شمال به بخشهای تکاب و بوکان . از طرف باختر به بخش بانه . از جنوب بکشور عراق . منطقه بخش کوهستانی . هوای آن کوهستانی سردسیر میباشد. رودخانه جغتو یا زرینه رود که بدریاچه ٔ ارومیه منتهی میشود از ارتفاعات جنوبی این بخش سرچشمه میگیرد. بخش مرکزی سقز از سه دهستان بنام گل تپه و فیض اﷲبیگی ، میرده و سرشیو تشکیل شده و شرح هریک در جای خود داده شده است .
تعداد قراء و جمعیت دهستانهای بخش مرکزی بشرح زیر است : دهستان گل تپه ، فیض اﷲ بیگی 88 آبادی و 19 هزارتن . دهستان سرشیو 48 آبادی و 12 هزارتن . دهستان میرده و یا گورک 46 آبادی و 11 هزارتن . جمع بخش مرکزی 182 آبادی و 42 هزارتن . شهر سقز یک آبادی و 12 هزارتن . بخش بانه 155 آبادی و 20 هزارتن . بنابر آمار فوق سقز از 238 آبادی تشکیل شده سکنه آن 74 هزارتن است .
شهر سقز دارای مشخصات جغرافیایی خاص است و در شمال رودخانه ای به همین نام و انتهای دماغه ارتفاعات ملقرانی واقع شده و مانند سایر شهرهای کوچک و عقب افتاده کشور کوچه های آن تنگ پرشیب و اکثر خانه ها از خشت و گل ساخته شده است . بازار سقز در حدود 600 باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۳ ثانیه
سقز.[ س َق ْ ق ِ ] (اِ) اسم ترکی علک البطم است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). از جنگلهای پشت کوه به دست می آید و بر سه قسم است : سفید، زرد، سیاه . ...
سقز. [ س َق ْ ق ِ ] (اِخ ) تیره ای از کلهر کردستان . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 62).
سقز. [ س َق ْ ق ِ ] (اِخ ) تیره ای از ایل بهارلو (از ایلات خسمه ٔ فارس ). (جغرافیای سیاسی کیهان ص 86).
گوگ سقز. [ س َق ْ ق ِ ] (اِ مرکب ) قسمی گیاه کائوچوک دار است . (یادداشت به خط مؤلف ).
درخت سقز. [ دِ رَ ت ِ س َق ْ ق ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بِنَه ۞ که درخت برگریز متوسطی است و در نواحی مدیترانه ای می روید، و قدیمترین ن...
کریم سقز. [ ک َ س َق ْ ق ِ ](اِ مرکب ) قسمی گیاه است خودرو و در سواحل شبه جزیره ٔ کریمه که از آن کائوچو گیرند. (یادداشت مؤلف ).
آدامس در زبان فارسی رایج در افغانستان، به آدامس معمولاً «ساجق» (Saghez/Sajeq) گفته می‌شود. این واژه از ریشه‌های ترکی/ترکمنی وارد گویش‌های محلی شده و ب...
سغز. [ س َغ ْ غ ِ ] (اِ) چیزی است بهتر از مصطکی و چاویدن یعنی خائیدن آن مقوی هاضمه و جاذب رطوبات دماغیه ودر اصفهان قندرون گویند و عربی ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
جواد مفرد کهلان
۱۳۹۰/۰۵/۲۰ Iran
0
0

سقز باید همان ساکسو کنو کتیبه های آشوری بوده باشد که در تاریخ ماد تألیف دیاکونوف از آن یاد شده است.


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.