سینا
نویسه گردانی:
SYNA
سینا. (اِخ ) نام پدر شیخ ابوعلی و بعضی گفته اند نام جدشیخ ابوعلی است و بعضی گویند لقب شیخ ابوعلی است . (برهان ). نام جد بوعلی . (غیاث اللغات ) (فرهنگ رشیدی ).نام جد چهارم ابوعلی است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
واژه های همانند
۱۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
سینا. (نف ) سوراخ کننده . (برهان ). مصحف سنبا. (صفت مشبهه از سنبیدن ) و «هویه سنبا» به معنی کتف سوراخ کن ، ذوالاکتاف ،لقب شاپور دوم است و پارس...
سینا. (اِخ ) نام کوه طور است . (برهان ). سیناء : پیغمبر میر است یوز او رابر مرکب میر است طور سینا. ناصرخسرو.موسیم که انی انااﷲ یافتم نور پاک ...
سینا. (اِخ ) شبه جزیره ای است کوهستانی در شمال شرقی مصر میان خلیج عقبه (شرق ) و سوئز (مغرب ) که امروز در تصرف مصر میباشد. در تورات آمده که...
سینا:1 - این واژه با همین نوشتار و گویش در اوستایی به واتای [کردی] (معنی) ویرانی است (فرهنگ واژه های اوستا، احسان بهرامی) و در واژه های پهلوی به صورت ...
سیناء. (ع اِ) سنگ ریزه . (آنندراج ) (منتهی الارب ). || نام درختی است . (ناظم الاطباء) (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به سینا شود.
سیناء. [ س َ ] (اِخ ) و به کسر سین نیز آمده . رجوع به سینا و منتهی الارب شود.
طور سینا. [ رِ ] (اِخ ) کوهی که موسی علیه السلام بدان بمناجات شد. نام کوهی که موسی بر آن با خدای تعالی بمناجات شدی . رجوع به طور شود : ...
پور سینا. [ رِ ] (اِخ ) مراد ابوعلی حسین بن عبداﷲبن سینا حکیم مشهور است : من مقیم دهر و عقل از نفثة المصدور من مایه ٔ احیای روح پور سینا ساخت...
ابن سینا. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) رجوع به ابوعلی بن سینا شود.