اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عالیجاه

نویسه گردانی: ʽALYJAH
عالیجاه . (ص مرکب ) عالی شأن . عالی رتبت . عالی قدر. آنکه مرتبت بلند و مقام بالا دارد. || از القاب احترام که اکثر در اول نوشته ها و نامه هایا در سرپاکتها نویسند. (ناظم الاطباء) :
اطهر اشرف شه آل حسین بن علی
آنکه عالی جاه او هر روز عالیتر سزد.

سوزنی .


پادشاه عالیجاه یک دو هفته آنجا به اسب تاختن و... پرداخت . (حبیب السیر ج 3 ص 352).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۵ ثانیه
عالیجاه بالاترین مقام رسمی کشوری از دوره صفویه به بعد بوده‌است. عالیجاه بر دو دسته بودند: امرای سرحد که در خارج از دولت خانهٔ شاهی خدمت می‌کردند و موظ...
عالیجاه توشمال یا امیرالامراء/خان/سر ایل به رئیس العشایر ایلات بزرگ در ایلام و لرستان گفته می شد و در واقع رئیس کُل (توشمالان شورای سران) یک ایل محسوب...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.