اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عباد

نویسه گردانی: ʽBAD
عباد. [ ع َب ْ با ] (اِخ ) دهی است به مرو که اهل محل آن را شنک عباد نامند و محدثان سِنج عباد نویسند.فاصله ٔ آن تا مرو 4 فرسخ است . (از معجم البلدان ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۵۳ ثانیه
حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رستاق بخش اشکذر شهرستان یزد در 20هزارگزی شمال باختر اشکذر به میبد. جلگه و معتدل است . 854 تن...
حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قهاب بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان در 260 هزارگزی خاور اصفهان و یکهزارگزی جنوب شوسه ٔ اصفهان به...
حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان میبد بخش اردکان شهرستان یزد در 12هزارگزی باختر اردکان و چهارهزارگزی راه میبد به عقدا. جلگه و معت...
حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان یزد. در دوهزارگزی شمال خاور یزد متصل براه فرعی یزد. جلگه ومعتدل است . 920 تن سک...
حسن آباد. [ ح َ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پیشکوه بخش تفت شهرستان یزددر 41هزارگزی جنوب باختر تفت متصل به راه ابرقو به تفت و به یزد...
آباد بوم . (اِ مرکب ) جای آباد : یکی شارسان کرد و آباد بوم برآورد بهر اسیران روم . فردوسی .زتوران و از هند و از چین و روم ز هر کشوری کان بد آب...
آبادجای . (اِ مرکب ) آباد بوم . آبادی : بپرسید از آن سرشبان راه شاه کز ایدر کجایابم آرامگاه چنین داد پاسخ که آباد جای نیابی مگر باشدت رهنمای...
آباد شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) عمران پذیرفتن .
اعظم آباد. [ اَ ظَ ] (اِخ )ده کوچکی است از دهستان در کاسعیده از بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری . در این ده معدن نفت وجود دارد و اهالی با طری...
اعظم آباد. [ اَ ظَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پشت بسطام بخش قلعه نو از شهرستان شاهرود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.