اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

عباد

نویسه گردانی: ʽBAD
عباد. [ ع َب ْ با ] (اِخ ) دهی است به مرو که اهل محل آن را شنک عباد نامند و محدثان سِنج عباد نویسند.فاصله ٔ آن تا مرو 4 فرسخ است . (از معجم البلدان ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۹۸ ثانیه
بچه آباد. [ ب َ چ ِ ] (اِخ ) دهی از دهستانهای عباسی بستان آباد تبریز. سکنه ٔ آن 266 تن ، آب از چشمه ، محصول آن غلات و یونجه است . احتمال داد...
بخت آباد. [ ] (اِخ ) آبادیی نزدیک دریاچه ٔ ارومیه . (از جغرافیای سیاسی کیهان ).
بخت آباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی از دهستان درزآب بخش حومه ٔ شهرستان مشهد در 6هزارگزی شمال باختری مشهد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
بخش آباد. [ب َ ] (اِخ ) دهی از بخش جغتای شهرستان سبزوار است که 350 تن سکنه دارد. (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9).
بخل آباد. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از بخش سلدوز شهرستان ارومیّه که 165 تن سکنه دارد. محصول آن غلات ، توتون ،چغندر و حبوب است . (از فرهنگجغرافی...
امن آباد. [ اَ ] (اِخ ) از آبادیهای فارس است که در پانزده فرسخی آباده قرار دارد. نام قدیمی آن برک بر وزن فلک بود. پیش از آبادی بیابانی ...
اشک آباد. [ ] (اِخ ) اصل کلمه ٔ عشق آباد.رجوع به عشق آباد و فرهنگ ایران باستان ص 284 شود.
اشن آباد. [ اَ ش َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از بخش حومه ٔ شهرستان نایین که در 23 هزارگزی جنوب نایین و پنج هزارگزی نایین به ارجوغ واقع است . ...
الک آباد. [ اَ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چالانچولان شهرستان بروجرد در 16 هزارگزی شمال باختری چالانچولان و 5 هزارگزی باختر شوسه ٔ بروجرد....
اله آباد. [ اَل ْ لاه ] (اِخ ) رجوع به اﷲآباد شود.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.