عباد
نویسه گردانی:
ʽBAD
عباد. [ ع َب ْ با ] (اِخ ) دهی است به مرو که اهل محل آن را شنک عباد نامند و محدثان سِنج عباد نویسند.فاصله ٔ آن تا مرو 4 فرسخ است . (از معجم البلدان ).
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۲۰ ثانیه
انس آباد. [ اَ ن َ ] (اِخ ) قریه ای است در رستاق اعلم در خاک همدان در حوالی درگزین . (از مرآت البلدان ص 97). قریه ای است از اعمال درگزین ...
برف آباد. [ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان اسلام آبادغرب . سکنه ٔ آن 615 تن . (فرهنگجغرافیایی ایران ج 5).
برن آباد. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. سکنه ٔ آن 891 تن . آب آن از قنات و چاه و محصول آن غلات ، چغ...
بزن آباد. [ ب ُ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند. (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 9).
بزن آباد. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان قاین بخش قاین شهرستان بیرجند. محلی دامنه و معتدل است و 604 تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول ...
پیل آباد. (اِخ ) نام دیگر جندشاپور (جندیسابور) است ، و بسریانی آنرا بیت الاباط مینامیدند.
تاج آباد. (اِخ ) نام دهی نزدیک گردنه ٔ اسدآباد.
تاج آباد. (اِخ ) مرکز بلوک هوات در یزد.
تاج آباد. (اِخ ) قریه ای است به شش فرسنگی جنوب شهر داراب (فارسنامه ٔ ناصری ).
تاج آباد. (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان کرند بخش بشرویه شهرستان فردوس . ده هزارگزی باختر بشرویه ، دو هزارگزی جنوب مالرو عمومی بشرویه برقه ...