غثث
نویسه گردانی:
ḠṮṮ
غثث . [ غ َ ث ِث ْ ] (ع اِ) شیر بیشه . (منتهی الارب ). غثوثر. غثاغث . (اقرب الموارد).
واژه های همانند
۱۰ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
غثث . [ غ ُ ث َث ْ ] (اِخ ) ذوغثث ؛ آبی است از برای غنی بن اعصر. (تاج العروس ). ماء لغنی . (عن الاصمعی ) (معجم البلدان ). آبی است از برای طا...
غصص . [ غ َ ص َص ْ ] (ع مص ) درماندن در گلوی کسی طعام و جز آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). طعام در گلو ماندن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (دهار)...
غصص . [ غ ُ ص َص ْ ] (ع اِ) ج ِ غُصَّة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (غیاث اللغات ). رجوع به غصه شود: الدهر فرص و الا فغصص . (سندبادنامه ص 88...
قسس . [ ق ُ س ُ ] (ع ص ، اِ) دانشمندان . || نیکورانندگان شتر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
قصص . [ ق َ ص َ ] (ع مص ) قَص ّ. (اقرب الموارد). رجوع به قَص ّ شود.
قصص . [ ق َ ص َ ](ع اِ) سینه یا سر آن یا میانه ٔ آن یا استخوان آن . || قصه . || پشم بریده ٔ گوسفند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به...
قصص . [ ق ِ ص َ ] (ع اِ) ج ِ قِصّة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قصة شود.
قصص . [ ق ُ ص َ ] (ع اِ) ج ِ قُصّة.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قُصّة شود.
همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: داستان ها (دری) شوگان ŝugān (خراسانی).
قصص الانبیاء به داستانهایی اطلاق میگردد که از قرآن یا تفاسیر معتبر قرآن نشات گرفته شده باشند. از بهترین نمونههای قصص الانبیاء میتوان به کتب مؤلفین ...