غیر
نویسه گردانی:
ḠYR
غیر. [ ی َ ] (ع اِ) ج ِ غیرَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). یکی از معانی آن دیه است ، چنانکه گویند: ان لم تقبلوا الغیر جدعنا انوفکم ؛ یعنی اگر دیه ها را نپذیرید بینی های شما را قطع میکنیم . و گفته اند غِیَر مفرد است و جمع آن اَغیار است . (از اقرب الموارد).
- غیرالدهر ؛ سختیهای روزگار که دیگرگون گرداند. (منتهی الارب ). پیش آمدهای روزگار که تغییر دهند. (از اقرب الموارد). حوادث زمانه . تصاریف . صروف زمان .
واژه های همانند
۵۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
همتای پارسی این عبارت عربی، این است: نابیاپی nābyāpi (پیشوند نایش نا و بیاپ؛ سغدی: فهم با پسوند شایستگی ی)
ابوبنات غیر. [ اَ بو ب َت ِ غ َ ] (ع ص مرکب ) سخت دروغزن . کذّاب . (المزهر).
همتای پارسی این عبارت عربی، این است: انامسایی anāmsāi (پیشوند نایش پهلوی اَن و آمسا: توجه؛ سغدی با پسوند شایستگی ایی)
همتای پارسی این عبارت عربی، اینهاست: ناپنداشتنی (دری) ناهیشمری nāhiŝmari (پیشوند نا و اوستایی هیشمر و پسوند شایستگی ی)
همتای پارسی این عبارت عربی، اینهاست: گذر ناپذیر (دری) نابتیری nābtiri (پیشوند نا با سغدی abtir: عبور؛ با پسوند شایستگی ی)
همتای پارسی این عبارت عربی، اینهاست: تربن tarbon (دری) رخنه ناپذیر (دری)
همتای پارسی این عبارت عربی، اینهاست: ناپایابی، جانکاه، برنتافتنی (دری)
آن شخصی است که، آنچه به دیگران توصیه می کند، خودش به آن عمل نمی کند.
حافظ شیرین سخن در این باره می گوید:
واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند -...
همتای پارسی این سه واژه ی عربی، این است: ناسهن nāsahen (مانوی)
این سه واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ میلاگ نشدنی 2ـ منتیا نشدنی. (برای ریشه شناسی نگاه کنید به اثبات)*