غیر
نویسه گردانی:
ḠYR
غیر. [ ی َ ] (ع اِ) ج ِ غیرَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). یکی از معانی آن دیه است ، چنانکه گویند: ان لم تقبلوا الغیر جدعنا انوفکم ؛ یعنی اگر دیه ها را نپذیرید بینی های شما را قطع میکنیم . و گفته اند غِیَر مفرد است و جمع آن اَغیار است . (از اقرب الموارد).
- غیرالدهر ؛ سختیهای روزگار که دیگرگون گرداند. (منتهی الارب ). پیش آمدهای روزگار که تغییر دهند. (از اقرب الموارد). حوادث زمانه . تصاریف . صروف زمان .
واژه های همانند
۵۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۷ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
پَدافندِ غیر عامل. نوعی اقدام پدافندی است که با هزینۀ نسبتاً کم موجب کاهش ضرر و زیان عملیات های خصمانۀ هواپیماهای دشمن و حملات موشکی آنها می گردد. در ...
علم غیر اکتسابی. دانشی را گویند که کسب نشده است (برای مثال، بوسیلۀ خواندن چند کتاب و یا شرکت در کلاس های درسی مربوط به دانش مورد نظر) و زادۀ فکر (یا ت...
روابط غیر متعارف. در اشاره به روابط زن و مرد و به معنی روابط خارج از عرف، ازدواج و نکاح و خلاف شرع بکار می رود و در این معنا، خلاف، خلاف شرع، ناهنجار ...
آن است که پژوهشگر، مطلب یا مطالب منبعی را در پژوهش با زبان خود بنویسد نه آن گونه که در آن کتاب یا مقاله آمده است؛ در واقع، نه با زبان نویسنده. به کار ...
قیر. (معرب ، اِ) ۞ جسم جامد غیرمتبلور سیاه رنگی که سطح شکستگی آن مانندشیشه ناصاف است. مادهای است سیاه رنگ و خمیری شکل که در عایقکاری رطوبت و ساخت آس...
قیر. [ ق َی ْ ی ِ ] (ع ص )تیرانداز ماهر و زیرک و حاذق در آن . (منتهی الارب ).
قیر. (معرب ، اِ) ۞ جسم جامد غیرمتبلور سیاه رنگی که سطح شکستگی آن مانندشیشه ناصاف است و در اماکن نفتی قدیمی یافت میشود. ترکیب قیر همان ...