اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

نجار

نویسه گردانی: NJAR
نجار. [ ن َج ْ جا ] (ع ص ) درودگر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (دهار) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). خوزم . (ناظم الاطباء). پیشه وری که کارش ساختن چیزها از چوب و تخته است . (فرهنگ نظام ). درگر. اسکاف . دروگر. (یادداشت مؤلف ) :
همزاد بود آذر نمرودش
استاد بود یوسف نجارش .

خاقانی .


یوسف نجار کیست نوح دروگر که بود
تا ز هنر دم زنند بر درامکان او.

خاقانی .


نجار اگر ز چوب کند شمشیر
شمشیر او نبرّد خفتان را.

قاآنی .


- امثال :
خدا نجار نیست ، اما در و تخته را خوب جور می کند .
- نجار گوهر ؛ گوهرتراش ، مجازاً بمعنی شاعر نکته سنج بدیعگو:
نجار گوهرم که نحیتان طبع من
جز زیر تیشه ٔ پدر خویشتن نیند.

خاقانی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
نجار. [ ن َ ] (اِ) گلگونه و غازه باشد که زنان بر روی مالند. ۞ (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). گلگونه باشد که زنان بر روی مالند. (ج...
نجار. [ ن ُ / ن ِ ] (ع اِ) اصل . (منتهی الارب ) (دهار) (المنجد) (صحاح جوهری ) (فرهنگ خطی ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نژاد. (ناظم الاطباء) (آنند...
نجار. [ ن َج ْ جا ] (اِخ ) دهی است از دهستان اورامان لهون در بخش پاوه ٔ شهرستان سنندج ، در 14 هزارگزی شمال غربی پاوه و یکهزارگزی مشرق راه...
نجار. [ ن َج ْ جا ] (اِخ ) دهی است از دهستان کفرآور بخش گیلان شهرستان شاه آباد، در 16 هزارگزی شمال گیلان و 4 هزارگزی مغرب سرباغ در دشت مع...
نجار. [ ن َج ْ جا ] (اِخ ) دهی است از دهستان آجرلو ازبخش مرکزی شهرستان مراغه ، در 67 هزارگزی جنوب مراغه در مسیر راه شاهین دژ به میاندوآب ، د...
نجار. [ ن َج ْ جا ] (اِخ ) حسین بن محمدبن عبداﷲ حسین بن عبداﷲ یا محمدبن حسین نجار، مکنی به ابوالحسن یا ابوعبداﷲ. مؤسس فرقه ٔنجاریة است و در...
نجار. [ ن َج ْ جا ] (اِخ ) عبدالرحمن بن احمد بلخی امینی ،مکنی به ابوسراقه . از شاعران قرن چهارم هجری و از مداحان سلطان محمود غزنوی یمین الد...
ابن نجار. [ اِ ن ُ ن َج ْ جا ] (اِخ ) ابراهیم بن سلیمان . شاعر و ادیب و محدث . مولد به دمشق به سال 590 هَ . ق . او بحلب و بغداد و اسکندریه رف...
ابن نجار. [ اِ ن ُ ن َج ْ جا ] (اِخ ) حافظ محب الدین ابوعبداﷲ محمدبن محمودبن حسن بن هبةاﷲ. ادیب و مورخ و محدث . مولد او بغداد به سال 578 هَ . ...
ابن نجار. [ اِ ن ُ ن َج ْ جا ] (اِخ ) ابوالحسین محمدبن جعفربن محمد تمیمی کوفی . مورخ و نحوی . مولد او به سال 303 هَ . ق . در کوفه . وی از شاگ...
« قبلی صفحه ۱ از ۳ ۲ ۳ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.