گفتگو درباره واژه گزارش تخلف وو نویسه گردانی: WW وو. [ وَ ] (حرف ) حرف واو را گاه گویند. (منتهی الارب ). لغتی است در واو. (اقرب الموارد) : دیلمی وار کند هزمان دراج غوی بر سر هر پرش از مشک نگاریده ووی ۞ .منوچهری . واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۲,۱۷۶ مورد، زمان جستجو: ۱.۷۸ ثانیه واژه معنی سهل و ممتنع سهل و ممتنع. [ س َل ُ م ُ ت َ ن ِ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح بدیع) آن است که ربط کلام و سیاق آسان نماید، اما مانند آن هر کس نتواند گ... شاپی و تاپی شاپی و تاپی . ۞ [ شاپ ْ پی ُ تاپ ْ پ ] (ق مرکب ، از اتباع ) با عجله ، بدون دقت و مراقبت ، سرسری . شاف و سقلمه شاف و سقلمه . [ ف ُ س ُ ق ُ م َ / م ِ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) در تداول عامه ، داروهای استعمال کردنی . رجوع به شاف و سقلمه کردن شود. شافی و کافی شافی و کافی . [ وَ / ی ُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) قاطع و بسنده . روشن و مبین و کفایت کننده .- جواب شافی و کافی ؛ پاسخ که قانعکننده باشد و ... سنگ و صراحی سنگ و صراحی . [ س َ گ ُ ص ُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب )کنایه از ناسازگار بودن و ضد بودن است : زاهد به کتابی و کتاب من و توسنگ است و صراحی ان... طاس و پنگان طاس و پنگان . [ س ُ پ َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) طاس ساعت . رجوع به طاس ساعت و پنگان شود. صغری و کبری صغری و کبری . [ ص ُ را وَ ک ُ را ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) دو مقدمه ٔ قضیه ای که از تألیف آن قولی (نتیجه ) بوجود می آید. چون العالم متغیرٌ و... صاف و سندله صاف و سندله . [ ف ُ س ُ دُ ل َ / ل ِ ] (ص مرکب ، از اتباع ) ابله که رسم دان نیست . شیله و پیله شیله و پیله .[ ل َ / ل ِ وُ ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ، از اتباع ) (اصطلاح عامیانه ) سوسه . شایبه . مکر. خدعه : آدم بی شیله وپیله ای است . (فرهنگ فارسی... شین و ماشین شین و ماشین . [ ن ُ ] (اِخ ) چین و ماچین . (نخبة الدهر دمشقی ). رجوع به چین و ماچین شود. تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی ۱۳۸ ۱۳۹ ۱۴۰ ۱۴۱ ۱۴۲ صفحه ۱۴۳ از ۲۱۸ ۱۴۴ ۱۴۵ ۱۴۶ ۱۴۷ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود