اجازه ویرایش برای همه اعضا

اتلاق

نویسه گردانی: ʼTLAQ
اتلاق. املاءِ ناصحیح اطلاق.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۳ ثانیه
اطلاق .[ اَ ] (ع اِ) ج ِ طَلْق . (اقرب الموارد). ج ِ طَلْق .آهوان . (از منتهی الارب ). ج ِ طَلْق و طُلْق و طُلُق و طَلَق . (ناظم الاطباء). رجوع...
اطلاق . [ اِ ] (ع مص ) اطلاق عدو؛ زهر خورانیدن دشمن را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). نوشاندن زهر دشمن را. (از اقرب الموارد) (...
اطلاق . [ اِطْ طِ ] (ع مص ) منشرح شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). اطلاق نفس ؛ انشراح آن . (از متن اللغة). اطلاق مرد؛ انشراح آن...
اطلاق /'etlāq/ معنی ۱. استعمال کلمه‌ای مخصوص خواه به طریق حقیقت و خواه بر سبیل مجاز. ۲. [قدیمی] گشودن. ۳. [قدیمی] روان کردن. ۴. [قدیمی] رها کردن؛ آزاد...
اطلاق نامه . [ اِ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) در تداول خراج گزاری قدیم ، بر نامه ای اطلاق می شده که به خراج گزار میدادند آنگاه که خراج خود می گزا...
حرف اطلاق . [ ح َ ف ِ اِ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به حرف اشباع شود.
اطلاق بطن . [ اِ ق ِ ب َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ۞ اسهال . راندن شکم . شکم براندن . رجوع به اطلاق شود.
اطلاق خاص . [ اِ ق ِ خاص ص ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به اطلاق عام و مطلق ، و اساس الاقتباس ص 148 شود.
اطلاق شدن . [ اِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) استعمال شدن . مثال : حیوان بر انسان هم اطلاق شود. (از فرهنگ نظام ).اطلاق شدن کلمه بر چیزی (بصورت مجه...
اطلاق عام . [ اِ ق ِ عام م ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) خواجه نصیر در ذیل عنوان «خصوص و عموم قضایای مطلقه و موجهه » آرد: هر محمول که بر موضوع...
« قبلی صفحه ۱ از ۲ ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
ناشناس
۱۳۹۸/۰۲/۰۷
1
25

چرا اتلاق غلط است مگر از ریشه تلقی نیست که معنی درستی هم میتواند داشته باشد


برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.