۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
لوچ . (ص ) چپ . احول . دوبین . چشم گشته . کژچشم . کول . (حاشیه ٔ لغت نامه ٔ اسدی نخجوانی ). لوج . کلیک . (لغت نامه ٔ اسدی نخجوانی ). کاج . کاژ. نارا...
لوچ . (اِخ ) نام ولایتی از ایران زمین . نام سرزمینی : سراسر به شمشیر بگذاشتندستم کردن لوچ برداشتند. فردوسی .و رجوع به فهرست ولف شود.
لوچ . (اِخ ) (چم ...) چشمه و مزرعه ای است در شمال آران متعلق به خزل و جزو خالصه است ، دراین چشمه ماهی هست . آب چشمه داخل آب ماران شده ...
چم لوچ . [ چ َ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: نام چشمه و مزرعه ای است متعلق به خزل و جزء خالصه که در شمال آران و در هفت فرسنگی مغر...
علی آباد لوچ . [ ع َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش قروه ٔ شهرستان سنندج واقع در 39 هزارگزی شمال باختری قروه و 6 هزارگزی باختر پا...