اوقات . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ وقت . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (دهار) (ناظم الاطباء). ازمنه و فصول و ساعات و هنگام . (ناظم الاطبا...
مزاحم وقت کسی شدن، وقت کسی را تلف کردن
مسدع اوقات. املاءِ ناصحیح «مُصدّع اوقات». رجوع شود به مصدع.
زیر نویس: از ایرانیان و دوستداران گرانقدر زبان فارسی خواهشمند است که قدری دربارۀ ریشۀ ک...
اوقات تلخی: ترش روئی، بد خوئی، بداخلاقی
احوال تلخ، حالِ دگرگون (منفی)
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: اواماک ژمن avāmāk-žamn (مانوی ـ سغدی)
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، اینهاست: ژمانین وارمس žamānine-vārams (ژمانین: پارتی؛ وارمس: سغدی)