اجازه ویرایش برای همه اعضا

وسیله

نویسه گردانی: WSYLH
همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: ابزار، دست افزار، کارمایه (دری) آبچر ābcar (سغدی) واند vānd (پشتو) هوساین husāyen (پشتو: husāyena) فاندیکا fāndikā (سنسکریت: bhāndikā) *
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۶ ثانیه
وسیله . [ وَ ل َ / ل ِ ] (از ع ، اِ) دستاویز. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آنچه باعث تقرب به غیر شود. (تعریفات ). آنچه به توسط آن...
وسیله واژه ای عربی است؛ و جایگزین پارسی «بدین وسیله» یا «به این وسیله» اینهاست: زیویس zivis (سغدی: ذیویث żiviş)، کیمند kimand (سغدی)
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: آجیوا ājivā (سنسکریت).
فرچه . [ ف ِ چ ِ ] (اِ) آلتی از موی اسب و مانند آن که چون جاروبی خرد باشد و گاه ِ تراشیدن ریش با آن صابون به ریش مالند، سهولت تراشیدن را. (یادداشت به ...
وصیلة. [ وَ ل َ ](ع اِ) عمارت . || فراخی و ارزانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || گروه همسفر. (منتهی الارب ). رفقة. (اقرب المو...
وثیلة. [ وَ ل َ ] (ع اِ) وزغ . ج ، وثائیل . (دهار).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.