انعام
نویسه گردانی:
ʼNʽAM
این واژه ی عربی در پارسی به واتای [کردی] (معنی) چهارپایان به کار نمی رود که به واتای پاداش است؛ ولی پارسی زبان به جای آن پاداش نمی گویند و پاداش برای کارمندان و نظامیان به کار می رود. همتای پارسی این است: داشَن (دری) ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های همانند
۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
انعام . [ اِ ] (ع مص ) نعمت دادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (ترجمان القرآن جرجانی ) (غیاث اللغات ) (از اقرب الموارد)، یقال : ا...
انعام . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ نَعَم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(از اقرب الموارد). چهارپایان . (غیاث اللغات ). فارسیان بجای مفرد استعمال کنند. ...
انعام . [ اَ ] (اِخ ) نام ششمین سوره ٔ قرآن مجید. مکی ، دارای صدوشصت وپنج آیه .
انعام دادن . [ اِ دَ ] (مص مرکب ) عطیه دادن . (ناظم الاطباء).
انعام کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بخشش کردن . عطا کردن . (ناظم الاطباء) : چو انعام کردی مشوخودپرست که من سرورم دیگران زیردست . سعدی (بو...
انعام فرمودن . [ اِ ف َ دَ ] (مص مرکب ) بخشش کردن . عطا کردن . (ناظم الاطباء) : اگر من بنالیدم از درد خویش وی انعام فرمود در خورد خویش .سعدی .