طبیعی
نویسه گردانی:
ṬBYʽY
1 - (برخاسته از طبیعت، آن چه مصنوعی نیست). همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پراکریت perākrit (سنسکریت: prākreta) ساتویکا sātvikā (سنسکریت: sāttvika) آسایی (کردی). 2 - (نرمال، معمولی، عادی). همتای پارسی این است: لکیا lokyā (سنسکریت) ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های همانند
۳۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
این دو واژه عربی است و پارسی آنها این است:
ویداس آیوت (وید= علم؛ اوستایی + پسوند چیوان (= جمع) سنسکریت «اس»؛ آیوت از سنسکریت: آیوتپَتیکا= طبیعی)
این دو واژه عربی است و پارسی آن این است:
رِدهی (سنسکریت: رْدّهی)
منظور از علوم طبیعی در قاموس اسلام آن دسته علومی است که در نهاد آنها دست قدرت طبیعی بودیعت سپرده که در اثر آن طبایع آثار و مآثری بجا می گذارند مانند ط...
علوم طبیعی (به انگلیسی: Physical sciences) دانشهائی هستند که موضوع آنها بررسی ویژگیهای فیزیکی طبیعت (به معنای وسیع آن، یعنی همه جهان) است. به این م...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
جسم طبیعی .[ ج ِ م ِ طَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) آن است که مر او را قوت الهی جنباننده و قهرکننده است بی آلتی بر سه جهت . (از زادالمسافری...
روح طبیعی . [ ح ِ طَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) روح طبعی . بعقیده ٔ قدما قوتی که در جگر جای دارد. صاحب غیاث اللغات آرد: آنچه از روح به جگر ر...
سال طبیعی . [ ل ِ طَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سال طبیعی عبارت ۞ است از آن مدت که اندراو یکبار گردش گرما و سرما و کشت و زه ۞ بتمامی ب...
حرکت طبیعی . [ ح َ رَ ک َ ت ِ طَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب )مقابل حرکت ارادی و قسری . حرکتی که مبداء آن بسبب امر خارج نبود، و شعور و اراده نی...
اعداد طبیعی . [ اَ دِ طَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) عددهای طبیعی . آنند که ابتدا از یکی کنند و زیادت یک یک همی کنند چون : 1، 2، 3، 4، 5. و نیز آ...