اجازه ویرایش برای همه اعضا

طبیعی

نویسه گردانی: ṬBYʽY
1 - (برخاسته از طبیعت، آن چه مصنوعی نیست). همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پراکریت perākrit (سنسکریت: prākreta) ساتویکا sātvikā (سنسکریت: sāttvika) آسایی (کردی). 2 - (نرمال، معمولی، عادی). همتای پارسی این است: لکیا lokyā (سنسکریت) ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۲ ثانیه
طبیعی . [ طَ عی ی ] ۞ (ع ص نسبی ) منسوب به طبیعت ۞ . غریزی . جبلی . ذاتی . فطری . نهادی . سرشتی . گوهری . گُهری . خِلقی . مقابل ِ صناعی و عم...
طبیعی . [ طَ ] (ص نسبی ) (علم ...) دانشی است که از احوال اجسام طبیعی بحث میکند و موضوع آن جسم است . (از کشف الظنون ). و صاحب کشاف اصطلاحا...
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: آنولوم (سنسکریت: آنولومَ) آیوت (سنسکریت: آیوتپَتیکا) سَهاژ (سنسکریت: سَهاجَ) ژانگال (سنسکریت: جانگَلا)
نه طبیعی . [ ن َ طَ ] (ص مرکب )غیرطبیعی . مقابل طبیعی . (فرهنگ فارسی معین ) : هم به کیفیت و هم به کمیت برون آمدن وی نه طبیعی بود. (هدای...
نور طبیعی. نور خورشید و یا نوری که طیف آن (مخصوصاً در بخشی از آن که بوسیلۀ چشم انسان قابل بینائی است) مشابهِ طیف نور خورشید است.
این دو واژه عربی است و پارسی آنها این است: آپراک (سنسکریت: آپراکرْتَ)
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین آنها این است: سَهْجا (سنسکریت: سَهَجا)
این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین آنها این است: نیسَرگ (سنسکریت: نیسَرگَ)
از این دو واژه، طبیعی عربی است و پارسی جایگزین آن دو، این است: آواسیک (سنسکریت: آواسییکا)
این دو واژه عربی است و پارسی آنها این است: اِسوادا (سنسکریت: سْوادها)
« قبلی صفحه ۱ از ۴ ۲ ۳ ۴ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.