اجازه ویرایش برای همه اعضا

تنبلی

نویسه گردانی: TNBLY
به معنی مجمعه یا سینی
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
تنبلی . [ تَم ْ ب َ ] (حامص ) کاهلی و تن پروری . (ناظم الاطباء). تن آسانی . آسانی . تن پروری . بمعنی کاهلی در فارسی قدیم معمول نبوده فقط درنسخ...
تنبلی . [ ] (اِ) به لغت دیلم نبات ثافیسا است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
تنبلی کردن . [ تَم ْ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کاهلی کردن . سستی کردن . تنبلی نمودن . تن پروری کردن . رجوع به تنبل شود.
تنبلی نمودن . [ تَم ْ ب َ ن ِ / ن ُ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) تنبلی کردن . رجوع به تنبل و ماده ٔ فوق شود.
منبع : www.jegheleh.ir جغله و غول سرزمین تنبلی ، داستانی قهرمانانه از کودکان ایرانی ست در مورد بازی رایانه ای جغله و غول سرزمین تنبلی:این بازی داس...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.