اجازه ویرایش برای همه اعضا برن

بُرن، قیچی
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
6 مورد، زمان جستجو: 0.11 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

برن

برن . [ ب َ ] (اِ) هر مکانی که بالای آن چیزی گسترده شده باشد. || ظرف پهن . || جام سفالی و یا فلزی و دسته ای از ترکب به یکدیگر پیچیده ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

برن

برن . [ ب َ رَ ] (اِخ ) نام قصبه ایست در هندوستان . (برهان ) (آنندراج ):بس نمانده ست که فرمان دهد آن شاه که هست پادشاه از بر قنوج و برن تا...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

برن

برن . [ ب ِ ] (اِخ ) ۞ کرسی کانتون (ایالت ) برن ، که از سال 1848م . پایتخت کشور سویس گردید. این شهر در ساحل رود آر ۞ قرار دارد و دارای 161...
اجازه ویرایش برای همه اعضا

هلی برن

این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

برن آباد

برن آباد. [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. سکنه ٔ آن 891 تن . آب آن از قنات و چاه و محصول آن غلات ، چغ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

پارانتی آن برن

پارانتی آن برن . [ ب ُ ] (اِخ ) ۞ مرکز لاند از ناحیه ٔ من دُمارسان دارای 1910 تن سکنه .
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید