بست
نویسه گردانی:
BST
بست . [ ب ِ ] (عدد، اِ) مخفف بیست که ترجمه ٔ عدد عشرین است . (غیاث ) (آنندراج ) (شعوری ج 1 ورق 200). بیست . دو دفعه ده . (ناظم الاطباء). عدد بیست که لفظ دیگرش عشرین است لفظ مذکور مخفف بیست است و در فارسی هندوستان همان مخفف (بست ) در تکلم و نثرهم استعمال میکنند که غلط است . (فرهنگ نظام ).
واژه های همانند
۶۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۰ ثانیه
قلعه "سنگ بست" از نمادهای تاریخی زواره که در دل بافت تاریخی شهر واقع شده، مربوط به قرن پنجم هجری و جزو آثار ملی کشور محسوب می گردد. این قلعه...
مجموعه تاریخی سنگ بست مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان فریمان، بخش مرکزی، روستای سنگبست واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ ...
بُسْت، شهری کهن نزدیک ملتقای رودهای هیرمند و ارغنداب که امروزه ویرانههای آن مجاور شهر لشگرگاه، مرکز ولایت هلمند در جنوب غربی افغانستان...
بستهای قورباغهای که در صنعت به عنوان مهارکش معرفی میشوند، دستگاهی است برای اعمال نیروی پیش تنیدگی معین در یک طناب ، کابل ، بادبند و ... . این دستگا...
گسترش دادن ، پهن کردن ، وسیع نمودن
بسط. [ ب َ ] (ع اِمص ) فراخی . (غیاث اللغات ) (مؤیدالفضلاء) (آنندراج ). فراخی . وسعت . (ناظم الاطباء). گشادگی . پهن شدن . پهنی یافتن . پهنی . پهن...
بسط. [ ب َ ] (ع اِ) معجون مسکری . (ناظم الاطباء: بسطی ).
بسط. [ ب ِ / ب ُ / ب َ س ُ ] (ع ص ، اِ) ناقه ای که بچه ٔ وی را با وی گذارند و باز ندارند، ج ، ابساط و بُسُط وبِساط و بضم شاذ است . (منتهی الارب...
بسط. [ ب ُ س ُ ] (ع اِ) ج ِبساط، گستردنیها. شادروانها. (فرهنگ فارسی معین ).
بصط. [ ب َ ] (ع مص ) بمعنی بسط است بهمه ٔ معانی . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). رجوع به بسط شود.