اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

حاجی حاجی

نویسه گردانی: ḤAJY ḤAJY
حاجی حاجی . (اِ مرکب ) پرستو. رجوع به پرستو شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۸۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۰ ثانیه
عباس آباد حاجی . [ ع َب ْ با دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه خاوری رفسنجان . واقع در 5هزارگزی شمال خاوری شهرستان رفسنجان و 6هزارگزی شمال...
عرب قری حاجی . [ ع َ ق َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گوگلان بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس . 150 تن سکنه دارد. شغل اهالی زراعت و گله داری ، صنایع...
حاجی حسن مولائی . (اِخ ) از امراء قره باغ در زمان چوپانیان ، رجوع به ذیل جامعالتواریخ رشیدی تألیف حافظ ابرو ص 171 شود.
حاجی علی پیاده . [ ع َ دَ / دِ ] (اِخ ) از کسان و ملازمان میرزا یادگار محمد بود و در آن شب که سلطان حسین میرزا بر میرزا یادگار چیره شد و او ر...
حاجی پیر پکاول . (اِخ ) از رجال زمان سلطان حسین میرزا و امیر علی شیر نوائی است . رجوع به حبط ج 2 ص 272 و 278 شود.
حاجی عبداﷲ عباس . [ ع َ دُل ْ لاه ع َب ْبا ] (اِخ ) یکی از امراء زمان امیرتیمور است . رجوع به حبط ج 2 ص 163 و 170 شود.
حاجی بکتاش ولی . [ ب َ وَ ] (اِخ ) رجوع به بکتاش شود.
حاجی بیرام ولی . [ ب َ وَ ] (اِخ ) رجوع به بیرام شود.
حاجی نجیب بزاز. [ن َ ب ِ ب َ ] (اِخ ) از بزرگان و ریش سفیدان زمان شیخ صدرالدین پسر شیخ صفی الدین ، و از پیروان اوست . شیخ صدرالدین او را با ...
حاجی محمد قهستانی . [ م ُ ح َم ْ م َ ق ُ هَِ ](اِخ ) (خواجه ...) از بزرگان دیوان میرزا بدیع الزمان بود و پس از روی کار آمدن محمدخان شیبانی عه...
« قبلی ۱ ۲ صفحه ۳ از ۹ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.