اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

حاجی حاجی

نویسه گردانی: ḤAJY ḤAJY
حاجی حاجی . (اِ مرکب ) پرستو. رجوع به پرستو شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۸۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۱ ثانیه
حاجی محمد قندهاری . [ م ُ ح َم ْ م َ ق َ دِ ] (اِخ ) یکی از ادبا و مورخین است و تاریخی معروف دارد که به نام تاریخ حاجی محمد قندهاری مشهور شد...
حاجی محمد کشمیری . [ م َ ح َم ْ م َ ک َ ] (اِخ ) یکی از علما و شعرای هندوستان است . او به زمان اکبرشاه در دهلی میزیست و عده ای کثیر از طلاب د...
حاجی کلا کاردگر. [ک َ گ َ ] (اِخ ) نام یکی از قراء بارفروش است . رجوع به سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 118 شود.
حاجی ماما خاتون . (اِخ ) او محبوبه ٔ سلطان (سلطان پسر شیخ حسن ایلکانی ) و مادر فرزندان او، و وفات وی بسال هفتصد و هفتاد (هَ . ق .) بوده است . ...
جمال الدین حاجی . [ ج َ لُدْ دی ن ِ ] (اِخ ) ابن تاج الدین علی شروانی یکی از وزیران موسی خان بن علی بن بایدو بود. (حبیب السیر چ خیام ج 3 ...
حاجی بابا افشار. [ اَ ] (اِخ ) یکی از کسانی است که اولین بار برای تحصیل به اروپا رفتند و یکی از علل رفتن برای تحصیل به اروپا این بود که...
حاجی پاشا آیدینی . (اِخ ) طبیبی بوده است به دربار سلطان بایزیدخان عثمانی و پس از مرگ وی بخدمت شاهزاده سلیمان پیوست . مولد وی شهر آیدین ...
حاجی زینل عطار. [ زَ ن ِ ع َطْ طا ] ۞ (اِخ ) علی بن حسین انصاری مشهور به حاجی زینل عطار. از دانشمندان مائه ٔ هشتم هجری است . او راست : اختی...
حاجی سعید کمانگر.[ س َ ک َ گ َ ] (اِخ ) نام دهی است از مشهد سر. رجوع به سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 117 شود.
حاجی محمدسمرقندی . [ م ُ ح َ م ْ م َ دِ س َ م َ ق َ ] (اِخ ) یکی از شعرای ماوراءالنهر است و مطلع ذیل از اوست :از شوق نرگس تو که هستیم مست از ...
« قبلی ۱ ۲ ۳ صفحه ۴ از ۹ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.